هستي نيوز،از آن سوي فيلتر جمهوري اسلامي خبر پراكني ميكند

-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد...
http://groups.google.com/group/hasti-news
------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۱ شهریور ۲۳, پنجشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 09/13/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



 

ندای سبز آزادی ـ شهاب عموپور: هفت سال پیش، با روی کار آمدن "محمدحسین صفار هرندی" در مقام وزارت ارشاد، کسی تا پیش از آن یاور "حسین شریعتمداری" در کیهان بود و سپس انتخاب "محمدرضا جعفری جلوه" از مدیران وقت و معتمد در تلویزیون، به عنوان معاون سینمایی وزارتخانه، هشدارهایی که تا آن زمان در مورد "عزم مقامات بالا نشین بر به تعطیلی کشانیدن سینما" شنیده می شد، صورتی عملی برای جلوه گری یافت.

بیکاری و نیز ممنوع الکاری بسیاری از سینماگران، تعطیلی بسیاری از سالن های سینما، توقیف انبوهی از فیلم های سینمایی تولید شده، مردود شدن رقم های قابل ملاحظه ای از فیلمنامه ها برای دریافت مجوز تولید، تعطیلی آموزشگاه های سینمایی، روی آوردن برخی سینماگران به ساختن فیلم های کم هزینه یا کم تعهد و بسیار از این دست، نتیجه ی چهارساله ی اول این دوران بود.

در سه ساله ی پایانی این دوره ی هفت ساله، با حضور "محمد حسینی" در جای صفار و "محمد جواد شمقدری" در جایگاه جعفری جلوه، ضمن ادامه ی همان روند، تضعیف سینما صورتی مضاعف نیز به خود گرفت. عنادورزی مستقیم و مجادلات رو در روی اصحاب دولتی با سینماگران، اعلام جرم کردن علیه فیلمسازان و در حبس افکندن آنها، قطع 80 درصدی ارتباط با مجامع و جشنواره های جهانی سینمایی، تضعیف نهادهای صنفی سینما و سرانجام تعطیلی خانه سینما نیز به همه ی آنچه که قبلا روی می داد علاوه شد. حاصل آن باشد که اکنون در یکصد و سیزدهمین سالروز ورود دوربین به کشور پهناور ایران، "جشن روز ملی سینمایش" در قبرستان "بهشت زهرا" و بر سر مزار درگذشتگانش انجام شود.

 

از کوچه سمنان تا مزار سیف الله

شهریور ماه 1390، آخرین باری بود که سینماگران ایرانی توانستند جشن خود را برپا سازند. شهریور ماه 90، پانزده دوره از جشن "روز سینما" توسط  اعضای چندهزار نفری خانواده اش که مقرّشان در کوچه سمنان بود، برگزار شده بود. هزاران سینماگر در طی سال هایی توانسته بودند به هر شکلی که شده آن روز را جشن بگیرند و در مناسبتی مقرر و بدون حب و بغض های دولتیِ رایج در "جشنواره فیلم فجر" ، برگزیدگان اصناف را با آرای اعضای اصناف خویش انتخاب کنند. پانزدهمین دوره ی آن جشن با وجود تمامی کارشکنی های آن 14 سال، از دشنام به حجاب سینماگران گرفته، تا راه اندازی "جشنواره فیلم شهر" به جهت رقابت با "جشن خانه سینما" و تضعیف آن، به سامان رسید و برگزار شد؛ و اما دیگر نشد که نشد.

امسال شهریور ماه که آمد، دیگر نه نامی از "روز ملی سینما" در تقویم های رسمی کشور باقی مانده بود و نه نشانی از "خانه سینما". این بود که جمعی از سینماگران به قبرستان رفتند و جشن خود را آنجا برگزار کردند. در جوار قبر خفتگانی همچون "سیف الله داد"، معاون "عطاء الله مهاجرانی" در وزارت ارشاد که از مسببان شکل گیری خانه سینمای ایران در بیش از دو دهه ی پیش بود.

 

بر روح "امام" درود فرستادند...

"فساد" و "معاندت با نظام جمهوری اسلامی ایران"، دو دستاویز اصلی برخورد با سینماگران در این سال ها بوده. بازیگران، دست اندرکاران تهیه و تولید در پشت صحنه، موضوعات پرداخته در فیلمنامه ها، در بخش "فساد" به کار مقامات نظام آمده اند و در سوی دیگر، کارگردانان و تهیه کنندگان و دست اندرکاران امور پخش، از نظر مقامات جلوه گاهی بوده اند برای تعبیر مفهوم "مخالفت و معاندت با نظام". در آن بخش اصطلاحا فساد برانگیز، بسیاری از بازیگران به وضعیت ممنوع الکاری یا ممنوع التصویری دچار شده اند که البته هیچ گاه حکمی رسمی برایش صادر نمی شود؛ و در بخش معاندت با نظام، علاوه بر ممنوع الکاری، کار به زندان و انفرادی هم کشیده. "جعفر پناهی"، "محمد رسول اف"، "مجتبی میر تهماسب"، "کتایون شهابی" و "هادی آفریده" از جمله ی آسیب دیدگان در این بخش دومی هستند. در همین بخش، نیروهای امنیتی نظام تاثیر مشهودی داشته اند و هر بار که لازم بوده، پرونده ای از سوی نهادهای اطلاعاتی تشکیل و به مقامات قضایی تحویل شده است. در بخش اول یعنی فساد اما معمولا یا چند تن از سینماگران همانند "فرج الله سلحشور" ورود کرده اند و به فحاشی به سینماگران پرداخته اند یا نهادهایی همچون نیروی انتظامی. همچنان که معاون اجتماعی این نیرو، سردار "بهمن کارگر"، ضمن درود فرستادن بر روح امام برای آنکه «این آزادی را در مملکت به ارمغان آورد که نیروی انتظامی و سینماگر زیر یک سقف در یک محلِ امنیتی گفتگو کنند»، می گوید که «سینما را درست نکردیم که در آن فساد بشود».

 

می گذرد، می گذرد...

علاوه بر برخوردهای علنی با سینماگران از سوی نهادهای کیفری مرتبط، خود "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران" نیز سهمی دیگر را بر عهده گرفته و آن ممانعت های بی قضا و کیفر است. هر پروژه ی فیلم، چه کوتاه و چه بلند، چه داستانی و چه مستند، برای ساخته شدن در داخل کشور باید مجوزی رسمی را از سوی اداره ی نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی ارشاد و یا نهادهای زیر مجموعه ی آن همچون "مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی" و "انجمن سینمای جوان کشور" کسب کنند. این محلی شده است برای آنکه مسئولان سینمایی بتوانند مانع ساخت فیلم هایی که از نظر آنها غیر مطلوب هستند، بشوند. تعداد نامطلوب های نظام نیز در این سال ها بالا و بالاتر رفته و مفهوم مطلوب، جز در برخی از ساخته های دینی و دفاع مقدسی، یا سرگرمی های بی خطر و بی دست انداز، صدق نمی کند. حساسیت های اینچنینی به خصوص در بخش سینمای داستانی بلند و حساسیت های ویژه در نهاد ارزشیاب مستقر در وزارتخانه، بسیار مشهود است و رفت و آمدهای بی نتیجه ی بسیاری از فیلمسازان نامی و مولف سینمای ایران به این نهاد سبب شد تا در ابتدای امر، رقم بالایی از آنها از فیلمسازی دست شسته و در انتظار گذران این دوران بمانند. چند سال پیش، "محمد مهدی عسگر پور" رییس وقت خانه ی سینما که خود از فیلمسازان و تهیه کنندگان شناخته شده ی کشور است، در جریان مصیبت هایی که از سوی دولت بر سینماگران وارد شده بود چنین گفت که: «این دوران موقت است و باید آن را تحمل کنیم و سلامت عبور کنیم تا تمام شود».

 

نمی گذرد

دوران گذر اما تلفات بسیاری داده. در حالی که در بیش از یک دهه پیش شرایطی فراهم شده بود تا بسیاری از فیلسمازان خارج از کشور راهی برای فیلمسازی به درون بیابند و در همان مسیر، "بهمن فرمان آرا" و "رفیع پیتز" و "سپیده فارسی" و "ایرج قادری" و "سعید اسدی" آمدند و فیلم هم ساختند و جایزه هم گرفتند و صحبت از "امیر نادری" می شد که شاید برگردد و "فریدون گله" که اجازه ی فیلمسازی داشته باشد؛ ورق برگشت و نه تنها نیامده ها نیامدند، آمده ها نیز اکثرا یا مورد عتاب قرار گرفتند و یا با انسداد مسیرشان مجبور به خروج دوباره شدند و این علاوه شد بر آنهایی که تا آن زمان نیز در داخل کشور مجاز بودند و سپس طرد شدند همچون "محسن مخملباف" و "بهمن قبادی". بازیگران نیز بی نصیب نبودند چونان "گلشیفته فراهانی" و "شبنم طلوعی" و "مینا لاکانی" و "زهرا امیر ابراهیمی".

غالب آنهایی که ماندند و بر موضوعاتی که می خواستند فیلم کنند پافشاری کردند هم سرنوشتی بهتر از رفته ها نیافتند. "ناصر تقوایی"، "بهرام بیضایی"(قبل از خروج)، "داریوش مهرجویی"، "عباس کیارستمی"،  "جعفر پناهی"، "کیومرث پوراحمد"، "محمد علی طالبی"، "کمال تبریزی"، "رخشان بنی اعتماد"، "کیانوش عیاری"، محسن امیر یوسفی"، "حسن یکتا پناه"، "خسرو سینایی" و... یا نساختند، یا ساختند و آسیب دیدند، یا ساختند و در بحبوحه ی سانسور، آنچه ساختند جز در مواردی، نه کمکی به خودشان و نه کمکی به سینمای قابل به اعتنای کشور نتوانست بکند.

 

سکته ی اقتصادی

برنامه ی فشار بر سینماگران، تنها بخشی از برنامه ی فشار بر کلیت سینما بود. بخش های دیگر آن در مقولاتی دیگر دنبال می شد که ارتباط مستقیم با اقتصاد سینما داشت. در طی سال های اخیر تعداد بسیاری از سالن های سینما در شهرستان های کوچک و بزرگ ایران به تعطیلی کشانده شدند که علت آن، عدم سودزایی و بالاتر رفتن رقم مخارج جاری سینما از میزان سود فروش فیلم ها می بود. این تعطیلی ها علاوه بر از رونق انداختن ذوق سینمایی در آن نواحی و کشاندن سینماروها به پای تلویزیون دولتی یا فیلم های ویدیویی، نتیجه ی دیگری نیز داشت و آن همان کاهش میزان فروش کلی یک فیلم در کل کشور و اثر دوباره ی آن بر رقم کلی در حال گردش در سینما بود. بدین صورت فیلم ها با تعطیلی سالن ها (که با اجازه ی دولت امکان پذیر شده بود)، با پایین آمدن میزان فروش شان در شهرستان ها مواجه می شدند و تنها دلخوشی تهیه کننده ها به سینماهای تهران و شهرهای بزرگ باقی می ماند.

سینماهای تهران نیز با در اختیار داشتن رقمی معدود و ناکافی از سالن، جوابگوی فیلم های تولیدی نبودند و بسیاری از فیلم ها به همین دلیل نتوانستند خود را به شبکه ی پخش وارد کرده و حداقل مدتی را به روی پرده بمانند. بسیاری از آنهایی که روی پرده آمدند نیز به علت عدم فروش چشمگیر، به سرعت پایین آورده شدند و گستره ی پخش، تنها در اختیار فیلم های عمدتا سرگرمی آفرین و بی خطری بود که هم باعث سودرسانی به مالکان عمده ی سینماهای تهران (شهرداری یا حوزه هنری) بودند و هم باعث سوددهی به آن گروه از تهیه کنندگان، که انگشت شمارند و بی دغدغه برای دولتِ بر سر کار. در همین روند بود که نسل جدیدی از سینماگران مستقل با هزینه های کم و امکانات دیجیتال که در حال شکل گرفتن بودند نیز درجا زدند و از فیلمسازانی همچون "محمد شیروانی" و "مونا زندی" و "امید بنکدار، کیوان علی محمدی" و "بهزاد بهزادپور" و "شالیزه عارف پور" و بسیاری دیگر هم، دیگر خبر نیامد که توانسته باشند فیلم های مطلوب خود را با تهیه کنندگان مطلوبِ خویش بسازند. در حالی که "مسعود ده نمکی" که فیلمسازی اش را در همین دوره شروع کرده و همنسل آنان شمرده می شود، اکنون که تنها 2 ماه از تولید آخرین ساخته اش "رسوایی" می گذرد، به خاطر روابط مناسب با گردانندگان پخش و مسئولان دولتی، امیدوار است بتواند آن را حتی قبل از جشنواره ی فجر امسال به روی پرده ی سینماها به نمایش بگذارد.

 

سکته در جوانی

"مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی" و "انجمن سینمای جوان" کشور نیز که در طول چندین سال، باعث "رشد کمی و کیفی فیلم های کوتاه مستند و داستانی و همچنین پروراندن و حمایت سینماگران جوان و کمک به آنها برای ورود به سینمای حرفه ای و ساختن فیلم بلند" شده بودند، از همان بدو تغییرات در وزارت ارشاد، تغییرات شگرفی در آنها نمایان شد و بعد که شمقدری و همکاران مسئولیت یافتند، با تغییر مدیران این 2 نهاد، اساس رویکرد شان نیز دچار دگردیسی شد تا جایی که اکنون مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که باید حامی فیلمسازان نوپا برای ورود به عرصه ی سینمای حرفه ای باشد، دنبال تهیه ی رقم میلیاردی برای "شمقدری" است تا وی آن را به کارگردانی که در آمریکا از سفرهای احمدی نژاد فیلم می گرفت بسپارد و آن کارگردان بتواند پروژه ی عظیم فیلمسازی اش را به پیش ببرد. اینها سوای کمک های هرچندی یک باری هستند که از سوی این نهادهای حامی جوانان، صرفا در اختیار جشنواره های همسو و یا پروژه های تبلیغاتی قرار می گیرند.

 

نیمه جان است هنوز

هنوز تمام نشده. آنچه با جا به جایی حسین صفار هرندی از کیهان به وزارت ارشاد شروع شد و با ورود گروه شمقدری و همکاران ادامه یافت هنوز تمام نشده، چراکه شمقدری هنوز کار دارد و از ادامه ی پروژه اش سخن می گوید: «تقريبا پيش‌بيني مي‌كردم تمام فرآيندهايي كه مي‌خواهيم شكل دهيم مقدمات و پيش‌نيازش سه سال طول بكشد و فكر مي‌كنم بيش از 80 درصد اين امكان پيش آمده و ما پيش‌نياز بسياری از كارهایی كه بايد بكنيم را فراهم كرد‌ه‌ايم. 6 ماه دیگر به ما زمان بدهند تا کارمان را بکنیم».

نهادهای امنیتی و نیروهای انتظامی نیز به دنبال به صلّابه کشیدن سینماگران هستند و معاون نیروی انتظامی کشور می گوید: «نيروی انتظامي يک نيروي فرهنگی و اجتماعي است و کسي نبايد بگويد "ناجا" در امور سينمايی دخالت نکند. ما دنبال راه حل‌های ديگر نيستيم؛ روي يك پايه می ايستيم و روی همان پايه هم ادامه مي‌دهيم». مسئولان می خواهند نفس های به شماره افتاده ی سینما را به پایان برسانند و اما در همین روزها که جشن سینما به ناچار بر مزار سینماگران برگزار شده، "کیومرث پوراحمد" کارگردان شناخته شده ی سینما می گوید: «سیاست حذف همیشه وجود داشته است؛ حتی "ساسانیان" نیز قصد داشتند تا "اشکانیان" را حذف کنند و آثاری از آن‌ها نباشد اما امروز بیش از هر سلسله ای درباره اشکانیان در تاریخ مطلب نوشته شده است و این امر نشان می‌دهد که سیاست حذف، هیچ گاه پاسخگو نیست».

 

 


 


سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور سایق کشورمان در پیامی به زینب محمودیان، دختر مهدی محمودیان روزنامه نگار محبوس در زندان رجایی شهر با آرزوی رهائی همه آنان که در بند و حصرند نوشته است: بهانه ای پیدا کردم تا سالروز تولد پدر بزرگوارت که مظهر دینداری و آزادی خواهی و صبوری است و هزینه آن را نیز پرداخته و می پردازد، به تو و خودمان و خانواده محترم محمودیان تبریک بگویم.

به گزارش کلمه، روز گذشته سالروز تولد مهدی محمودیان روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی بود. او که در خصوص وقایع بازداشتگاه کهریزک اطلاع رسانی کرد، ۲۵ شهریور ماه در منزل شخصی اش بازداشت و به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

این زندانی سیاسی که ماه گذشته به مرخصی آمده بود، زمانی که عازم زندان رجایی شهر بود، در گفتگو با خبرنگار کلمه تشریح کرده بود: “سخت ترین قسمت خداحافظی این بود که زینب می گفت “بابا نمی شود کاری کنی که بمانی؟ فقط برای یک روز دیگر!” و حتی حاضر شده بود چند ساعت بیشتر پیشش بمانم که با توجه به اینکه گفته بودند باید برگردم امکان ماندنم نبود. دوست داشت با من تا زندان بیاید که آن هم به خاطر اینکه امکان داشت دم در زندان گریه کند و یا حالش بد شود نگذاشتم و در خانه با او خداحافظی کردم.”

متن کامل پیام سیدمحمد خاتمی به زینب محمودیان که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

زینب محمودیان عزیز!

می دانم که دل پاک و نازکت از دوری پدری مهربان و دوست داشتنی آزرده است. می دانم که شب ها به یاد او چشم بر هم نهاده و بامدادان به امید او دیده به جهان گشوده ای، اما سوگمندانه آنرا تاریک دیده ای و می دانم که پدر عزیزت و مادر مهربان و مادربزرگ ارجمند و پدربزرگ گرانقدرتان، همواره سرود امید در گوش تو نواخته اند و به تو یاد داده اند، و حماسه مقاومت و صبوری را ستوده اند. امیدوارم آینده ات روشن و برخوردار باشد.

بهانه ای پیدا کردم تا سالروز تولد پدر بزرگوارت که مظهر دینداری و آزادی خواهی و صبوری است و هزینه آن را نیز پرداخته و می پردازد، به تو و خودمان و خانواده محترم محمودیان تبریک بگویم و آزادی همه گرفتاران و رهائی همه آنان که در بند و حصرند و پیشرفت و اعتلاء میهن را در پرتو لطف پروردگار آرزو کنم.

روز و روزگارت روشن و پرنسیم

سید محمد خاتمی

۲۱ شهریور ماه ۱۳۹۱


 


علی مزروعی

سیدجمال الدین اسدآبادی، عالم دینی، که به او " بیدارگراقالیم قبله " و سرسلسله " احیاگران نواندیشی اسلامی " لقب داده اند، بیش از یک قرن پیش و در پی جهانگردی و سفر به کشورهای شرق و غرب عالم جمله نابی به این مضمون گفته است :" به غرب رفتم اسلام دیدم مسلمان ندیدم، و به شرق آمدم مسلمان دیدم اسلام ندیدم". در واقع او با نگاهی عمیق و مضمونی و مرز بندی بین " اسلام " و " مسلمانی " خواسته است اینرا بیان کند که بین باور و عمل به اسلام در جوامع مسلمان شکافی بس عمیق افتاده است. جوامع غیرمسلمان بدون آنکه باوری به اسلام داشته باشند به لحاظ محتوایی عامل به آموزه های اسلامی اند و بنوعی ارزش های اسلامی در انها ساری و جاری است اما در جوامع مسلمان باآنکه حرف و سخن از اسلام بسیاراست ولی از عمل به ارزش های اسلامی خبری نیست. به جرئت می توان سخنانی از اینگونه بود که افقی جدید را بروی مسلمانان و جوامع اسلامی گشود و عزم آنها را برای پرکردن شکاف بین « اسلام و مسلمانی » جزم کرد.

بررسی و تحلیل سیر حرکت فکری و سیاسی اسلام گرایان در مصر و ایران و ترکیه و دیگر کشورهای مسلمان مباحث و کتابهای زیادی را بخود اختصاص داده است اما خلاصه اینکه در سایه این حرکت سرانجام در ایران انقلاب اسلامی برهبری عالم و مرجع دینی، امام خمینی، شکل گرفت و با پیروزی انقلاب، نظام سیاسی " جمهوری اسلامی " به عنوان الگویی از عمل به آموزه های اسلامی درعرصه حکومتداری و اداره کشور پدید آمد و امیدهای بسیار برای رفع این درد تاریخی سیدجمال آفرید، و ظهور این پدیده جریانهای اسلامی دیگر را در جوامع مسلمان تقویت کرد بگونه ای که ار درون تحولات حادث و از دل جنگ و گروههای جهادی افغانستان، طالبان توانستند با تصرف قدرت نظام سیاسی " خلافت اسلامی " را به عنوان الگویی دیگر از عمل به آموزه های اسلامی در افغانستان بنیان دهند، هرچند عمر حکومتشان کوتاه مدت بود. درادامه این جریان اسلامگرایی درترکیه بود که توانست در قالب حزب عدالت و توسعه از راه رای مردم و به شیوه ای کاملا دموکراتیک مجلس و دولت را دراختیار گیرد و الگویی دیگر در عمل به آموزه های اسلامی در انطباق با نظام سیاسی سکولار " جمهوری ترکیه " ارائه کند. به عبارتی جوامع اسلامی در آستانه ورود به بهارعربی مواجه با سه الگوی حکومتی اسلامگرا بودند : الگوی " جمهوری اسلامی ایران " برآمده از یک انقلاب، الگوی " خلافت اسلامی افغانستان " برآمده از دل جنگ و جهاد، و الگوی " جمهوری ترکیه " برآمده از انتخابات، با این تفاوت که الگوی اول مبتنی بر قرائتی شیعی از اسلام و دوالگوی بعدی بر قرائتی سنی از اسلام بوجود آمدند. پس از رخداد بهارعربی و تغییراتی که در تونس، لیبی، یمن و مصر رخداده است، به ویژه در تونس و مصر که اسلامگرایان با رای مردم توانسته اند قدرت را دراختیار بگیرند، بنظر می رسد الگوگیری از مدل ترکیه دارد جاذبه بیشتری پیدا می کند و احتمال اینکه این الگو بتواند بر دو الگوی دیگر برتری یابد، بیشتر می شود. با همه این احوال سئوال این است که آیا این تجربه ها و رخدادها توانسته و می تواند به دغدغه سید جمال در تطبیق « اسلام و مسلمانی » در جوامع اسلامی پاسخگو باشد؟ و یا اینکه همچنان می توان بین « اسلام و مسلمانی » شکاف انداز بود همچون سیدجمال و گفت اسلام به ذات خود ندارد عیبی – هرعیب که هست از مسلمانی ماست؟

واقع اینکه از زمان ظهور اسلام و استقرار پیامبر در مدینه تا فروپاشی خلافت عثمانی در ترکیه و صفویه در ایران تجربه های گوناگونی بنام " خلافت اسلامی " در تاریخ جوامع مسلمان ثبت شده است که معمولا عملکردشان برپایه همین شکاف « اسلام و مسلمانی » توجیه و تعلیل می شود اما داعیه این سه الگویی که اشاره شد، وآنهم در سایه عصر و ادبیات مدرن، برتطبیق « اسلام و مسلمانی » است و بنابراین عملکرد آنها را دیگر نمی شود برپایه تفکیک « اسلام و مسلمانی » توجیه و تعلیل کرد ( همان شیوه ای که غالب افراد در عدم تفکیک بین ایدئولوژی مارکسیسم و مارکسیست ها در مورد تجربه شوروی و کشورهای بلوک شرق بکار می برند). از اینروست که دوران فعلی را باید دوران آزمونی سخت برای تجربه های جاری در جوامع مسلمان دانست، و اینکه کدامیک از این الگوها سرانجام می تواند الگویی موفق از کار درآید؟ و یا اینکه سرانجام جوامع اسلامی نیز راه جوامع غربی را در جدایی نهاد دین از نهاد دولت در پیش خواهند گرفت؟

در مورد تجربه " جمهوری اسلامی " ایران حرف و حدیث بسیار گفته شده است، برخی آنرا تجربه ای شکست خورده می دانند، اما برخی دیگر آنرا تجربه ای در نیمه راه می دانند که هنوز ظرفیت اصلاح و بازسازی دارد، و طبعا داوری نهایی دراین باره در گرو گذر زمان است. در مورد تجربه "  خلافت اسلامی " طالبان ظاهرا باید آنرا شکست خورده دانست هرچند رگه هایی از فکر و اندیشه طالبانی در جوامع مسلمان وجود دارد اما بعید است که بتواند بار دیگر درقالب یک نظام سیاسی در کشوری ظاهر شود. در مورد تجربه " جمهوری ترکیه " اما باید تامل بیشتر داشت چرا که تا اینجا موفق جلوه نموده است، با همه این احوال باید دانست که اسلامگرایان حاکم بر ترکیه نیز هنوز در میانه راه هستند و از نظر منتقدان داخلی اسلامگرا در مسیر اشتباه بحرکت افتاده اند و بهتر بود که پای به تجربه چنین عرصه ای نمی گذاشتند.

امروزه جوامع شرق دستخوش آزمونی سخت و دشواراند که به عاریت از کلام سیدجمال باید آنرا انطباق « اسلام و مسلمانی » نامگذاری کرد. هرچند چشم انداز جاری نشانه های امیدوار کننده ای را برای موفقیت این آزمون به نمایش نمی گذارد اما باید درنظر داشت که عبور از این آزمون و تجربه ضرورتی تاریخی برای جوامع مسلمان است تا نوع رابطه خود را بار دیگر با اسلام باز تعریف نموده و جایگاه مناسب خود را دریابند، و اینکه در سایه چه نوعی از نظام سیاسی می توان « اسلام و مسلمانی » را باهم داشت، و راهی را پیمود که عیب نداشتن ذاتی اسلام در باور و عمل مسلمانی هم تبلور و تجلی یابد.


 


سیدابراهیم نبوی

یعنی اگر شما دارید با خودتان فکر می کنید این مملکت با اینهمه وسعت و منابع، که می تواند چهار مملکت اندازه خودش را سیر کند، دارد با سیستم سه پنج دو حسینقلیخانی اداره می شود و برای همین هم  در عرض یک هفته، یعنی هفت روز، ارزش پول ملی اش55% کم می شود...

raport_9106221_eghtesad_1.jpg

یا اگر فکر می کنید مسئولان این مملکت خب پس دارند چه غلطی می کنند که هر کس یک هفته پیش هر چقدر پول داشته و هیچ کاری هم با پولش نکرده، حالانصفش را دارد...

و یا اگر فکر می کنید بهتر است تمام مسئولان لشکری و کشوری را از دم و در اسرع وقت بگذاریم لای جرز دیوار، چون به هیچ درد دیگری نمی خورند وبیخودی دارند هوا را آلوده می کنند...

و اگر همچنان خسته نشده اید و دارید همینطور با خودتان فکرمی کنید خب مگر همه جای دنیا دو دوتا ، چهار تا نمی شود، پس چرا در این مملکت امام زمان هر روز دو دو تا می شود یه چیزی شبیه خیار؟ ... خب ... شما کاملا  دارید کاملا درست فکر می کنید و فکر های درستی هم می کنید.

این مملکت با همه منابع و سرمایه هایش دارد با همان سیستم سه پنج دو حسینقلیخانی معروف اداره می شود و ارزش پول ملی اش هم به گفته احمدتوکلی در یک هفته اخیر 55% کاهش پیدا کرده است.

" نماینده تهران با اشاره به کاهش 55درصدی ارزش پول ملی در یک هفته اخیر و افزایش نرخ ارز از نایب رئیس مجلس خواست تا نسبت به این مساله مهم و حساس اقتصادی روز اعلام موضع کند و موضوع در مجلس مورد بررسی قرار گیرد."

و حالا اگر فکر می کنید این نایب رئیس مجلس هیچ کاری نمی کند و همینطور خوشگل آن بالا می نشیند، با ریش هایش ور می رود ... خب اشتباه می کنید، حالا چهار تا فکر درست کردید که دلیل نمی شود همه پایه های نظام را ببرید زیر سوال...اتفاقا بر خلاف تصورتان تا همین حالا هم خیلی کار کرده است.

"ابوترابی نایب رئیس مجلس در پاسخ به تذکر توکلی گفت: قطعاً‌نرخ ارز از مسایلی است که دغدغه همکاران بوده و دیروز نیز در جلسه هیات رئیسه مفصلاً به آن پرداخته شده. همچنین در جلسه سران قوا نیز که دیروز برگزار شد موضوع مورد بحث قرار گرفت. شب گذشته نیز جلسه‌ای با حضور همکاران مجلس با رئیس جمهور و مدیران اقتصادی برگزار شد که تا پاسی از شب ادامه داشت و امیدواریم نتایج و آثار آن تا یکی دو روزآینده دیده شود. مجلس در این باره دغدغه دارد. صبح هم در خدمت دکتر نادران و وزیر اقتصاد بیش از یک ساعت در این مورد بحث و گفتگوهایی داشتیم که نتایج و آثار آن خدمت همکاران منعکس خواهد شد."

raport_9106222_eghtesad_2.jpg

بله ... منعکس خواهد شد و به خواست خدا و مقام عظمی ولایت انعکاس اش هم فرو می رود در چشم دشمنان نظام که هی دلشان می خواهد نشان بدهند تحریمها کارشان را کرده اند و خیلی هم کارساز بوده اند. در صورتی که این تحریم ها به حول و قوه الهی هیچ غلطی نمی توانند بکنند و فقط تحریم دان دشمنان انقلاب را پاره می کنند. (البته یک جاهای دیگری را هم پاره می کنند که خودتان بهتر می دانید و منهم نمی گویم... ولی بالاخره صدایش که در می آید.)

"عبدالرضا مصری، سخنگوی هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در پایان جلسه غیرعلنی مجلس که تا ساعت 13:00 ادامه داشت، گزارشی از این جلسه که با حضورسید شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد و با موضوع نوسانات بازار ارز برگزار شد، ارائه کرد."

دیدید بالاخره یک کاری کردند ؟صاحبش هم که آمده، جلسه هم که داشته اند، دغدغه هم دارند، ... دیگه چی می خواین ؟

"وی گفت: در جلسه امروز رییس کل بانک مرکزی حضور پیدا نکرد، ولی پیشنهاد نهایی مجلس که دولت از آن استقبال کرد، شفاف سازی در ارتباط با بورس ارز و ایجاد آن در کشور بود، اما دو نرخی بودن ارز مورد توافق نیست. سخنگوی هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی ابراز امیدواری کرد، طی هفته آینده شاهد مدیریت بازار ارز باشیم تا دغدغه نمایندگان و ملت کم شود."

با این حساب تا هفته دیگر مسئله ارز هم مثل بیکاری و مسکن مهر و باقی مشکلات حل می شود، می رود پی کارش.

"البته آقای وزیر از موضوع عدم تزریق ارز به بازار در هفته اخیر و میزان تزریق ارز به بازار اطلاعی نداشت و قرار شد در این خصوص و سوال از نقل و انتقالات بازار ارز، از آقای بهمنی رئیس بانک مرکزی دعوت شود تا هفته آینده در مجلس حضور یابد."

حالا یک هفته اینطرف و آنطرف که طوری نمی شود. بالاخره حل می شود می رود پی کارش. تازه همه این بدبختی ها زیر سر دست های پنهان است که هی دولت را اذیت می کنند و علت نوسانات بازار ارز و گرانی مسکن و عامل بیکاری و تخریب ابرها و ... هستند.

"وی ادامه داد: درباره دست هایی که مدعی هستند در بازارارز اختلال ایجاد می کند، سندی در اختیار مجلس قرار نگرفته، بنابراین خوشحال می شویم اگر دست های پشت پرده ای وجود دارد، رئیس جمهور مستندات آن را به اطلاع مردم برساند تا جلوی آن گرفته شود. اگر فکر کنیم جایی بالاتر از دولت وحاکمیت وجود دارد که در بازار ارز تغییر ایجاد می کند، موظفیم به سرعت جلوی آن را بگیریم البته بدون مستندات هم نمی توانیم وارد شویم."

نه ... ما که فکر نمی کنیم جایی بالاتر از دولت و حاکمیت وجود داشته باشد و شما بتوانید وارد شوید . شما چی ؟ شما فکر می کنید؟

راستی تیم فوتبال ایران هم برای اولین بار در تاریخ با همین سیستم سه پنج دو حسینقلیخانی از تیم لبنان باخت، حالا فقط کلاغ مانده ... گفتم که مبادا یادتان برود و جرز دیوار خالی بماند.

اصل بقای ماده و انرژی

raport_9106224_moaven_2.jpg

اگر تمام حرف های آن مرحوم مغفور که من شخصا هنوز به نتیجه نرسیده ام چطور توانست با روحی آرام و قلبی مطمئن چمدانش را بردارد و برود مرقد مطهر، روی زمین بماند و به قول معروف عملیاتی نشود، این یکی که گفته بود : "همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید" روی زمین نمی ماند.

"ابراهیم عزیزی معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری مدعی شد، همه اقداماتی که لطف‌الله فروزنده معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری در صدور مجوزهای استخدام و تعیین پست‌های سازمانی انجام داده، غیرقانونی بوده است."

خیلی به مغزتان فشار نیاورید. اینها دو نفرند، اسم های شان با هم فرق می کند، ولی شغل هایشان یکی است. اتفاق است دیگر ... می افتد.

داستان از این قرار است که مموتی در تاریخ هفتم خردادماه سالجاری در اقدامی ناگهانی به تغییر و جابه جایی گسترده معاونین خود اقدام کرد. در یکی از این اقدامات و در احکام جداگانه ای، بهروز مرادی رئیس سازمان هدفمندی یارانه هارا جایگزین ابراهیم عزیزی معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری و ابراهیم عزیزی را جایگزین لطف الله فروزنده معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری کرد.

ظاهرا براساس بخشنامه معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی که در زمان مدیریت فروزنده مورد تائید هیات وزیران قرار گرفت و پس از آن به دستگاه‌ها ابلاغ شد، ذی حسابان دستگاه‌ها از پرداخت حقوق به نیروهایی که کد شناسه ندارند، منع شده اند. درهمین حال عزیزی در بدو ورود خود به این معاونت گویا دبیرخانه مرکزی این معاونت را تعطیل کرده، به طوری‌که طی مدت چندماهه اخیر نامه ای بین این معاونت با دستگاههاو نهادهای دیگر از طریق دبیرخانه به صورت رسمی مکاتبه نشده است و حتی گفته می شود درحدود3000 نامه دستگاههای اجرایی کشوردر رابطه با موضوعات مختلفی چون "تعیین تکلیف نیروها و چکونگی تعیین ساختار و چارت سازمانی" در دفتر کار وی بر روی هم تلنبارشده و این مقام دولتی به دلیل عدم حضور کامل خود فرصت بررسی آنها را نداشته است.

از طرفی ، باوجود آماده بودن 60 هزار کدشناسه نیروهای شرکتی امکان صدور آن برای افراد وجود ندارد، چراکه آقای عزیزی اساسا خیلی به کارش علاقه ندارد و سرکار هم نمی آید و تا سرکار نیاید و نامه ها را امضا نکند، مجوزی هم صادرنمی شود تا ذی حسابان بتوانند حقوق افراد را پرداخت کنند و به عبارتی دیگر، چند ماه است که 60 هزارنفر از خیل نیروهای شرکتی هنوز پس از گذشت 6 ماه از سال 91 هیچ حقوقی دریافت نکرده اند!  چون رئیس کارش را دوست ندارد. بروبر نگاه نکنید. علاقه به کار مهم است از نظر روانشناسی.

درهمین حال، موسی الرضا ثروتی نماینده مردم بجنورد (استان خراسان شمالی) در مجلس شورای اسلامی هم روز یکشنبه یکم مردادماه سال جاری در نطق میان دستورخود در صحن علنی مجلس گفته: معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور سه هفته است به محل کار خود نرفته، و از رئیس جمهور درخواست داریم به این مساله هر چه سریعتررسیدگی کند و بحث اصل 48 قانون اساسی را اجرایی کند.

ما هم درخواست داریم هر چه سریع تر مرده شور همه تان را باهم ببیرد و بحث اصل بقای ماده و انرژی در موردتان اجرایی شود و دست جمعی تبدیل بشوید به انرژی مکانیکی تا دست کم برای شخم زدن زمین های بایر مورد استفاده قراربگیرید... مصرف دیگری که ندارید.

ارتباط آب خنک و روزنامه کیهان

raport-9106225-shariatmadari.jpg

مگر ما کار و زندگی نداریم؟ مگر ما چه گناهی کردیم؟ مگر ماوقتمان را از سر راه آورده ایم؟ مگر ما به خواست خودمان به این دنیا آمدیم؟ مگراین اعصاب ما از فولا و چدن است ؟ مگر بدهکار کسی هستیم ؟ مگر ما ... اصلا حضرت آدم به روح اجدادش خندید آن سیب لعنتی را خورد. به ما چه ربطی دارد؟ اگر مثل اسمش رفتار می کرد و خودش را نگه می داشت، ما هم پایمان به این زمین نمی رسید که از بین این همه کشور در ایران به دنیا بیاییم و از بین این همه دوره و زمان تاریخی صاف بیفتیم وسطانقلاب و بعد هم بشویم روزنامه خوان و روزنامه نگار و کارمان بشود خواندن و شنیدن حرف های یکی مثل برادرحسین ...

من فکر می کنم هر آدمی و خصوصا هر روزنامه نگاری در ایران که از سی چهل سال پیش به اینطرف دنیا آمده و سواد خواندن و نوشتن داشته ... اینحرف ها را دست کم یک بار آن هم در حالی که مشت به دیوار یا به یک جای سفت دیگر می کوبیده با صدای بلند فریاد کشیده و بعد هم برای مدتی از حال رفته است.

برای همین هم من همیشه توصیه می کنم اول بروید هر چه قرص مسکن دارید را با یک پارچ آب خنک بخورید، بعد یکی دو پاکت سیگار بکشید یا اگرسیگاری نیستید بدهید یک نفر که سیگاری هست دود کند، بعد بروید به کارهای مهم تان برسید و اگر هنوز احساس کردید دلتان می خواهد خودتان را آزار بدهید، روزنامه کیهان را باز کنید. البته یک راه حل دیگر هم دارد که نیازی به این مقدمات ندارد و معمولا دانشجو ها در خانه های دانشجویی از آن استفاده می کنند. آنها همیشه همراه با کیهان یک روزنامه دیگر هم می خرند بعد، از روزنامه کیهان به جای سفره استفاده می کنند، آن یکی را می خوانند. جنس کاغذش هم خیلی مناسب است... باور کنید.

حالا غرض از مزاحمت اینکه مدیر مسئول روزنامه و نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان در آخرین ترشحاتش در جمع گروهی از طلاب در دانشگاه عباس‌پور،گفته است:

"از ۱۲ سال پیش می‌دانستم که میرحسین موسوی به «بیرون»وصل است، اما مسئولان به هشدار‌های من بی‌توجهی می‌کردند." ... " ما اكنون در شرايط حساس و نه بحراني قرار داريم. بحران زماني است كه مولفه‌هاي اقتدار يك نظام روي قوس نزولي قرار گرفته باشد، اما حساسيت در اوج اقتدار هم مي‌تواند وجود داشته باشد و ما امروز در اين نقطه قرار داريم."... "برخی اوقات چون ديگران ساكت‌اند، مي‌گويند ما تندروي مي‌كنيم، اما با تمام اين شرايط ما حتي بسياري از مسائل را مطرح نمي‌كنيم و تنها با مسئولان مربوطه در ميان مي‌گذاريم. ما چهارماه قبل ازآنكه فساد مالي بزرگ كشف شود آن را گفته و حتي اسم بانك آريا را نيز عنوان كرده بوديم، اما نمي‌دانستيم كه در اين سطح خواهد بود."

در صورت تمایل می توانید مشروح ترشحاتش را اینجا بخوانید

فصل کرگدن یا پوست کرگدن؟

raport_9106227_ghobadi.png

در حالی که باید برای تحمل این روزها در ایران پوست کرگدن داشته باشیم، بهمن قبادی فصل کرگدن را خارج از ایران ساخت و قرار است فیلم خودش رابرای نمایش در کنار فیلم های کارگردانانی چون رابرت ردفورد، خاویر باردم، و جکی چان به روی پرده سینماهای بخش ویژه سی و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم تورنتو ببرد.

به این ترتیب آخرین ساخته بهمن قبادی ، می شود اولین حضوربهروز وثوقی در سینمای بعد از انقلاب ایران، اولین حضور مونیکا بلوچی ایتالیایی واولین حضور آرش، خواننده سوئدی ایرانی بر پرده های سینما.

فیلم سینمایی «فصل کرگدن» ششمين فیلم بلند «بهمن قبادى» است که موسیقی اش را کیهان کلهر ساخته و در کشور ترکیه فیلمبرداری شده است.

سی و هفتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم تورنتو هم از شانزدهام تا بیست و ششم شهریور ماه در شهر تورنتو در کشور کانادا برگزار می شود.

آنونس فیلم

سینما زهرا پارادیزو

raport-9106228-cinema.jpg

خب البته که این سوال خیلی کلی است و باید اول جایش را مشخص کرد. مثلا کاری که در آمریکا می کنند با کاری که در انگلیس می کنند، با کاری که درایران می کنند فرق دارد.

بعد هم باید آن اتفاق را مشخص کرد. مثلا کاری که می شود برای یازده سپتامبر انجام داد، با کاری که می شود برای اختتامیه المپیک انجام داد با کاری که می شود برای روزسینما انجام داد متفاوت است.

حالا من دوباره سوال درست را می پرسم: حدس می زنید در ایران برای بزرگداشت روزسینما چه کار کردند؟

خب می دانیم قبل از اینکه به این روز برسیم خانه شان راگرفتند و درش را بستند... بعد هم اسم این روز را از تقویم پاک کردند، چون خیلی جامی گرفت و جای باقی افتخارات و اتفاقات تنگ می شد... حالا هم برای بزرگداشت این روز، همه را با هم فرستادند قبرستان ...

البته نه اینکه بلایی سر کسی آورده باشند و زبانم لال جنازه هایشان را فرستاده باشند قبرستان... نه، خودشان را، آدم زنده ای را که نفس می کشد و خلاقیت دارد و می تواند کار کند را فرستاده اند قبرستان...

گرچه خیلی هم فرقی نمی کند. پرنده را چه بکشی، چه بالش رابچینی، چه زندانیش کنی،... در نهایت شوق پروازش را گرفته ای، با مرده فرقی نمی کند.

گزارش تصویری

 


 


دیپلمات‌ها می‌گویند در جریان نشست روز چهارشنبهٔ شش قدرت جهانی در وین، مقر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، چین و روسیه نیز با محتوای قطعنامه پیشنهادی این جلسه درخصوص سرزنش ایران به خاطر توسعه برنامه غنی‌سازی اورانیوم موافقت کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از چند دیپلمات غربی، این قطعنامه پیشنهادی هم‌اینک از سوی شش قدرت جهانی برای اعضای شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی متشکل از ۳۵ کشور فرستاده شده و این شورا قرار است اواخر هفته جاری این قطعنامه را به رأی بگذارد.

قدرت‌های جهانی در پیش‌نویس این قطعنامه نسبت به آن چه «سرپیچی» ایران از درخواست سازمان ملل جهت تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای با کاربرد دوگانه نظامی و غیرنظامی توصیف شده ابراز «نگرانی جدی» کرده‌اند.

به گزارش رادیو فردا در متن این پیش‌نویس به‌ویژه نسبت به تأسیسات زیرزمینی فردو که، بنا به گزارش تازه آژانس، ایران طی سه ماه اخیر ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم را در آن دو برابر کرده ابراز نگرانی شده‌ است.

به گفته دیپلمات‌ها، روسیه و چین که همواره به تحریم‌های یک‌جانبه غرب علیه صادرات نفت ایران انتقاد داشته‌اند در آغاز نشست مذکور نیز تمایلی به توافق بر سر قطعنامه جدید نداشتند، اما نظر این دو کشور در جریان نشست روز چهارشنبه تغییر کرده‌ است.

روز دوشنبه با آغاز نشست شورای حکام آژانس در وین، دیپلمات‌های غربی ابراز امیدواری کرده‌ بودند تا با پیوستن چین و روسیه به جرگه کشورهای موافق با افزایش فشار بر ایران، کوششی در جهت متقاعد ساختن اسرائیل مبنی بر این که رویکرد دیپلماتیک هم‌چنان بر اقدام نظامی ارجحیت دارد صورت بگیرد.

خبر همصدا شدن روسیه و چین با چهار کشور ایالات متحده، فرانسه، آلمان، و بریتانیا در سرزنش ایران یک روز پس از آن گزارش می‌شود که نخست‌وزیر اسرائیل بار دیگر تهدیدهای چند ماهه اخیر خود علیه ایران را با لحنی تندتر تکرار کرد.

بنیامین نتانیاهو روز سه‌شنبه گفت که «جامعه جهانی تا وقتی برای فعالیت‌های اتمی ایران خط قرمز تعیین نکرده، حق ندارد از اسرائیل بخواهد در قبال جمهوری اسلامی صبر پیشه کند».

به نوشته رویترز، اعلام حمایت شش قدرت جهانی از این قطعنامه پیشنهادی را می‌توان تضمینی برای تصویب آن در شورای حکام به‌شمار آورد، اما دیپلمات‌های غربی به تلاش‌های خود ادامه می‌دهند تا طی روزهای آینده حمایت حداکثری کشورهای عضو شورای حکام را در این مورد جلب کنند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، در صورت تصویب قطعنامه جدید در شورای حکام این قطعنامه احتمالاً به شورای امنیت سازمان ملل نیز ارجاع داده ‌می‌شود که این امر می‌تواند به افزایش تحریم‌های جهانی علیه ایران بینجامد.

قدرت‌های جهانی و اسرائیل از برنامه هسته‌ای ایران و فراخوان‌های مقام‌های ایرانی برای نابودی کشور اسرائیل نگران‌اند، اما سران جمهوری اسلامی نگرانی از برنامه هسته‌ای خود را «بی‌اساس» توصیف می‌کنند.


 


سخنگوی سازمان آتش نشانی از  آتش سوزی در انبار یک کارخانه دارویی خبر داده اما نام این شرکت دارویی را ذکر نکرده است.

جلال ملکی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این که ظهر امروز دو سوله مملو از مواد شیمیایی در یک کارخانه دارویی دچار آتش سوزی شدند گفت : در ابتدا ۳ ایستگاه اتش نشانی به محل اعزام شد که به دلیل گستردگی حادثه در حال حاضر ۹ ایستگاه در محل حضور دارند.

وی ادامه داد: گروه هذمت ویژه مقابله با حوادث شیمیایی، ۱۰دستگاه تانکر آب و ۷ دستگاه خودروی فوماتیک ،تجهیزات تنفسی نیز به همراه ۱۰۰ نیروی عملیاتی به محل حادثه اعزام  و همچنان در محل حضور دارند .

ملکی با بیان این که  به دلیل پیوستگی سوله ها با یکدیگر و مملو بودن این انبارها از اجناس مواد شیمیایی به ویژه مایعات قابل اشتعال فراوان مانند الکل، آتش سوزی به سرعت گسترش یافت گفت: هنگام رسیدن آتش نشانان به محل حادثه، اجناس داخل محوطه و هم چنین داخل سوله ها که تا سقف آن به ارتفاع بیش از ۱۰ متر چیده شده بود کاملا شعله ور بودند و هر آن نیز به خاطر وجود مواد سریع الاشتعال زیاد در محل احتمال می رفت به انبارهای دیگر سرایت کند که خوشبختانه با تلاش نیروهای آتش نشانی از انتقال حرارت و آتش به انبارهای مجاور جلوگیری شد.

وی افزود: این حادثه به هیچ کس صدمات جانی نرسیده است و آتش نشانان در حال تلاش برای اطفا  کامل حریق هستند اما به دلیل گستردگی حادثه پس از گذشت ۵ ساعت هنوز به طور کامل آتش خاموش نشده است و پس از اطفاء کامل بررسی های لازم در خصوص علت یابی  این حادثه  آغاز می شود .


 


رييس مركز انتظام پليس پيشگيري نيروي انتظامي از حضور نگهبانان زن در مراكز تفريحي، آموزشي و تجاري مخصوص زنان خبر داد.

 سيفيان در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اينكه اين زنان آموزش‌هاي لازم را در راستاي حفاظت از محل‌ها مي‌بينند، گفت: اين افراد در قالب موسسات حفاظتي مشغول به كار مي‌شوند.

وي استخرهاي زنان، تالارهاي عروسي، آرايشگاه‌ها و ... را از جمله مكان‌هايي ناميد كه زنان نگهبان مي‌توانند در آن به فعاليت بپردازند و گفت: وجود نگهبانان زن علاوه بر حفظ اموال، باعث از بين رفتن مشكلاتي كه ممكن است توسط موبايل‌هاي دوربين‌دار و برخي رفتارهاي ناهنجار و ... ايجاد شود، مثمر ثمر باشد.


 


نیروی انتظامی از دستگیری دو دانشجو به اتهام درگیری با یک بسیجی خبر داده است.

 این فرد بسیجی در یکی از سفره خانه های کن به جای مراجعه به مسئولین این سفره خانه به  سر و صدای دو دانشجوی مشتری این سفره خانه اعتراض کرده و با آنان درگیر شده است.

نیروی انتظامی مدعی مضروب شدن این بسیجی توسط دو دانشجو شده و در اطلاعیه خود اعلام کرده است که  این بسيجي كه خود مشتري اين سفره‌خانه بود به سر و صداي دو دانشجوي ديگر اعتراض مي‌كند كه اين دو نفر پس از درگيري با نامبرده وي را مضروب كرده و متواري مي‌شوند.

براساس اعلام پلیس این بسیجی به بيمارستان بقيةالله سپاه  مراجعه کرده و پس از درمان سرپایی مرخص شده است.

نیروی انتظامی اعلام کرده است که این دو دانشجو را پس از شکایت این بسیجی دستگیر کرده است.


 


نیل وولین، معاوت وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، از رهبران و بانک‌های لبنانی خواسته است که نگذارند ایران و سوریه از طریق کشور آنها تحریم‌ها را دور بزنند.در بیانیه‌ای که از طرف سفارت آمریکا در بیروت منتشر شده آمده است که آقای وولین "بر ضرورت ممانعت لبنان از سواستفاده دیگران از نظام مالی این کشور و هوشیاری بانکداران و مقامات نظارتی نسبت به فرار ایران و سوریه از تحریم‌ها تاکید کرده است."

به گزارش بی بی سی فارسی آقای وولین با نجیب میقاتی، نخست وزیر لبنان، و همچنین وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی این کشور دیدار کرده است.

در کمتر از دو ماه گذشته سیرالئون و تانزانیا اعلام کردند که دیگر به کشتی‌های ایرانی اجازه نمی‌دهند با پرچم این کشورها در آب‌های بین‌المللی حرکت کنند.

یکی از راه‌های ایران برای دور زدن تحریم‌ها این بوده که ملیت کشتی‌های متعلق به خود را پنهان کرده و آنها را با پرچم و ملیت کشوری دیگر راهی می‌کرده است.

یک هفته پیش هم خبر رسید دولت آمریکا از افغانستان خواسته است که روابط تجاری و صنعتی خود با ایران را قطع کند.

افغانستان یکی از راه‌هایی است که ایران برای دور زدن تحریم‌ها و تبدیل ریال به دلار از آن استفاده می‌کند.

علاوه بر این، چند بانک بزرگ اروپایی نیز در ارتباط با همکاری احتمالی با ایران در این زمینه مورد تحقیق قرار گرفته‌اند.


 


رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر با اشاره به طولانی شدن اسکان اضطراری زلزله‌زدگان در آذربایجان شرقی گفت: سرما و باران دو مشکل اصلی هزاران زلزله زده است.

محمود مظفر در گفتگو با  مهر، با بیان اینکه در روز گذشته از سه روستا در هریس، اهر و ورزقان بازدید شد، گفت: بنیاد مسکن فعال است، ولی وضعیت تغییرات جوی و رگبارهای موسمی موجب شده تا زلزله زدگان با گل و لای دست و پنجه نرم کنند.

وی افزود: سرمای هوا به حدی است که روستائیان زلزله زده پتوی خود را روی گوسفندان می کشند، زیرا همچنان دام ها بدون طویله رها شده اند.

رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر با تاکید بر استقرار کانکس در روستاها تصریح کرد: من نمی دانم چرا بنیاد مسکن که وظیفه تامین کانکس را دارد، آن را تامین نمی کند. جهاد کشاورزی هم دغدغه دام ها را ندارد به نحوی که برخی از روستائیان دام های خود را زیر قیمت حراج کرده اند.

مظفر از مردم خواست تا به هر نحوی شده کانکس به مناطق زلزله زده ارسال کنند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازار امروز

Loading currency converter .. please wait

loading
currency converter
please wait
....

خبرهاي گذشته