
ندای سبز آزادی ـ رضا ماندگار: سعید جلیلی، علی اکبر ولایتی، محمدباقر قالیباف، علی لاریجانی، علی اکبر حداد عادل، محسن رضایی، منوچهر متکی، و مصطفی پورمحمدی؛ اینها مهمترین محافظه کارانی هستند که تاکنون شایعه ی نامزدی آنها برای انتخابات ریاست جمهوری 1392 مطرح شده است؛ نامزدهایی که ویژگی مشترک آنان و تاکید موکد همه شان بر این نکته است که «ولایتمدار» هستند و قرار نیست مثل محمود احمدی نژاد، موجب کدورت خاطر رهبر جمهوری اسلامی شوند.
محافظه کاران یاد شده البته ظاهرا جزء فهرستی هستند که دبيركل «جبهه پیروان خط امام و رهبری» مدعی است به 25 نفر می رسند. حبیب الله عسگراولادی که از پدرخوانده های راست سنتی در ایران محسوب می شود، چندی پیش با اشاره به این نکته، بر اهمیت «نظر آیتالله مهدوی کنی» برای انتخابات آتی و شکل گیری ائتلاف جدید اصولگرایان تاکید کرد. هرچند بعید است که راست سنتی توان مدیریت تمام لایه های راست و محافظه کار را داشته باشد.
حداد عادل نه، سعید جلیلی!
هنوز هیچ فردی از کارگزاران اصلی نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه نامزدی خود را برای انتخابات آتی رسمی نکرده، اما یکی از اعضای جبهه پایداری در واکنش به شایعاتی در مورد غلامعلی حدادعادل، تاکید می کند که او «گزینه مورد جبهه پایداری برای انتخابات ریاست جمهوری نیست.» «آریا» به نقل از سیدعلی محمد بزرگواری که او را «عضو شاخص جبهه پایداری» خوانده، در عین حال خبر داده که «سعید جلیلی گزینه مطلوب جبهه پایداری برای انتخابات است.»
او نیز چون دیگر محافظه کاران و اقتدارگرایان مدعی شده که «ما به دنبال اتحاد اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هستیم.»
وی در ارزیابی مهمی تصریح کرده که «اصولگرایان با مطرح کردن گزینه هایی چون متکی، ولایتی، محسن رضایی، لاریجانی و قالبیاف نمی توانند در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم موفق شوند در واقع اصولگرایان باید با یکدیگر متحد شوند در غیر اینصورت کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بر کاندیداهای اصولگرا سبقت خواهد گرفت و پیروز خواهد شد.»
بعید است این عضو جبهه پایداری بی خبر باشد که اصلاح طلبان عزم جدی برای شرکت در انتخابات آتی ندارند، و اساسا بعد از کودتای انتخاباتی 1388، حضور و مشارکت لایه ها و تشکل های اصلی اصلاح طلب در انتخابات و تحولات سیاسی، عملا با تهدید و سرکوب و خشونت، منتفی شده است.
ضمن این که بسیار بعید است که باندهای مختلف قدرت در جمهوری اسلامی، حاضر باشند که به راحتی به نفع دیگر باند کناره گیرند و قوه مجریه با تمام امکانات و بازوها و ابزارها و پتانسیل هایش را به رقبا واگذار کنند. چنان که باند احمدی نژاد ـ مشایی نیز چندان مایل به واگذار کردن قدرت قوه مجریه نیست؛ اما ردصلاحیت گسترده نامزدهای همسو با آن در انتخابات مجلس نهم (اسفند 90) و بازداشت چند روز پیش علی اکبر جوانفکر و حساسیتی که بیت رهبری بر اسفندیار رحیم مشایی دارد، جملگی احتمال حضور و سر بر کشیدن نامزدی از این باند را منتفی کرده است.
نامزدهای همیشگی؛ گزینه های مفروض
محسن رضایی و علی لاریجانی و محمد باقر قالیباف و علی اکبر حداد عادل، نامزدهای مفروض انتخابات آتی هستند. تکلیف دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام 0رضایی) که روشن است؛ او خود را در جایگاه تئوریسینی نظامی و اقتصادی و سیاسی می داند و شأنی کمتر از ریاست جمهوری بخصوص پس از تجربه ی احمدی نژاد برای خود قائل نیست. به ویژه که پس از کودتای انتخاباتی 1388، از اعتراض کناره گرفت و حالا می تواند از رهبر جمهوری اسلامی ، طلب هدیه کند.
غلامعلی حدادعادل نیز که ازجمله طالبان همیشگی مسند ریاست جمهوری است، با توجه به نسبت فامیلی اش با آیت الله خامنه ای و همدلی اش با لایه های مختلف راست، از مدعیان ریاست بر قوه مجریه است؛ او حتی به همین انگیزه برای ریاست مجلس نهم خیز برداشت که در برابر علی لاریجانی ناکام ماند. حداد عادل در جدیدترین اعلام نظر، گفته: «اگر نتایج جمعبندیام درباره کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری مثبت باشد، در انتخابات نامزد خواهم شد.»
نماینده تهران در مجلس به «فارس» گفته که «هنوز درباره کاندیداتوری در انتخابات ریاستجمهوری به جمع بندی لازم نرسیدهام.»
علی لاریجانی نیز که همچون حداد عادل سابقه نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری دارد، ازجمله کسانی است که به قدر لازم در دو دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد صبوری کرده تا نوبت وی فرا رسد. هرچند که بعید است جز برخی لایه های سنتی و میانه ی راست، اقبالی متوجه وی باشد و شود. به خصوص که وی ریاست مجلس را نیز عهده دار است و به خانواده لاریجانی، مناصب لازم اعطا شده است.
محمدباقر قالیباف نیز که از انتخابات 1384 همچنان در شوک است، چند سالی است که با شهرداری تهران قناعت کرده و در برابر واکنش های سیاسی و رفتارهای احمدی نژاد، صبوری کرده و خون دل خورده، تا بلکه نظر مساعد آیت الله خامنه ای را به خود جلب کند. قالیباف که گفته می شود پس از انتخابات 1384، به توصیه رهبر جمهوری اسلامی در شهرداری مشغول شد و برای انتخابات 88 نامزد نشد تا سهمیه احمدی نژاد تکمیل شود، حالا از مدعیان جدی انتخابات آتی است؛ بعید است که او به راحتی نامزدی را به کسی هدیه کند؛ مگر در توافقی سیاسی برای ترکیب دولت بعدی. او نه ماه ها، که به بیانی چند سال است در حال هزینه کرد است تا برای انتخابات 92 ، پیروزی اش با کمترین تشکیک مواجه شود. در ماه های اخیر نیز گزارش های گوناگون از هزینه های سنگین وی و اطرافیانش در شهرداری تهران، و در تمام ایران برای تبلیغ غیرمستقیم منتشر شده است.
شهردار تهران؛ رییس جمهور ایران؟
صعود احمدی نژاد از شهرداری تهران به ریاست جمهوری، این جایگاه را به «پله»ای مهم در ایران تبدیل کرده است؛ البته اگر کسی در نقش ویژه ی رهبر جمهوری اسلامی و عزم جریان امنیتی و نظامی حاکم در ایران، برای تعیین رییس جمهور بعدی، شک کند. به بیان دیگر، بدون نظر بخش امنیتی سپاه پاسداران و ایت الله خامنه ای، نامزدهای انتخابات آتی، آب در هاون می کوبند و تنها تنور انتخاباتی نمایشی را گرم می کنند.
با این همه، شهردار تهران مایوس نیست؛ او سابقه نظامی (سپاهی) دارد و پیوسته خود را مطیع رهبری معرفی و تبلیغ کرده؛ البته با ژست های مدرن و رفتارهای بوروکراتیک و تکنوکراتیک. قالیباف در جدیدترین اظهارنظر خود در برنامه «دیروز، امروز، فردا» بار دیگر به شکل غیرمستقیم به نقد احمدی نزاد پرداخت و بدون اشاره به انسداد سیاسی در کشور، گفت: «امروز مشکل اصلی ما مشکل اقتصادی است که ریشه در مدیریت غلط و اشتباه دارد.»
به گزارش مهر، قالیباف با شرح مشکلات امروز جامعه در حوزه اقتصاد تاکید کرد: «ما به چه میگوییم دزدی؟ یک نوع دزدی، دزدی ۳ هزار میلیارد تومانی است که واقعا جای تاسف دارد و توقع مردم برخورد در این زمینه است. ولی به نظرم دزدی دیگری هم وجود دارد که بدتر از نوع اول است. دزدی دوم این است که بنده که بیت المال را در دست دارم شخصی برای آن تصمیم بگیرم. نه اینکه برای خودم خرج کنم، نه، بلکه شخصا و برخلاف ضوابط برایش تصمیم بگیرم و آن را خرج کنم.»
قالیباف که شعار انتخاباتی خود (روحیه جهادی) را اینجا و آنجا تبلیغ می کند فراموش نمی کند پیوسته بر واژه های محبوب رهبری تاکید کند: «باید بگویم اگر دنبال بصیرت هستیم، آنچه ما را به تشخیص درست می رساند از روحیه جهادی بیرون می آید و روحیه جهادی نیز از عمل افراد نشئت میگیرد نه از گفتار آنها. باید در برابر توطئه با بصیرت، لحظه شناس و دقیق عمل کنیم.»
شهردار تهران که از دور خوردن خود توسط بخش امنیتی سپاه و بسیج در انتخابات 1384، کم آزرده و شوکه نیست، تلاش می کند با حمایت از رهبر جمهوری اسلامی و نقد جنبش سبز، خود را مورد وثوق نشان دهد و فرد کارآمد و «به روز» برای ولایت مطلقه فقیه در انتخابات آتی.
سعید جلیلی؛ کارگر نظام، نامزد جدید
دبیر شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی که برخی سایت های اصول گرا و حکومتی وی را «نماد مقاومت انقلابی در حوزه سیاست خارجی» توصیف می کنند، یکی از چهره هایی است که به جهت اعتماد خاص رهبر جمهوری اسلامی به او، به یکی از گزینه های مقبول مطرح شده؛ هرچند نداشتن سابقه اجرایی ویژه، جلیلی را کمی به حاشیه می راند؛ با وجود این، معنادار است که چندی پیش، «آنا» به نقل از سایت رهبر جمهوری اسلامی و در گزارشی از دیدارهای آیت الله خامنه ای، این چنین نوشت: «از محوطه محل اقامه نماز خارج میشود و در حالی که زمزمههای نمازگزاران درباره کاندیداتوری احتمالی او در انتخابات شنیده میشود، از ما میشنود: "شما الان به یکی از گزینههای جدی جریان انقلاب و گفتمان سوم تیر برای ریاست جمهوری یازدهم مطرح هستید؛ پس چرا هیچگونه اعلام موضعی در این باره نمیکنید؟" و در ادامه جواب متواضعانه او همراه با لبخند دیگر جایی برای ادامه این بحث نمیگذارد: "من کارگر این نظام هستم و ..."»
بزرگواری از جبهه پایداری معتقد است: «از آنجایی که در ولایتمداری و کاردانی جلیلی شک و شبه ای وجود ندارد لذا بهتر می تواند اوضاع را جمع کند.»
جلیلی که یک پای خود را در جنگ از دست داده، جز سابقه ی 18 سال حضور در وزارت خارجه در سطوح مختلف، جز وزارت، کار اجرایی نداشته؛ اما رهبر جمهوری اسلامی و جریان امنیتی ـ نظامی حکم بر کشور تنها در پی یک مسئول دفتر برای رهبر، تحت عنوان رییس قوه مجریه هستند و بعید نیست که به جلیلی هم نظر ویژه داشته باشند.
نامزدهای فرعی و بازارگرم کن
منوچهر متکی، وزیر سابقه احمدی نژاد و منتقد امروز وی و مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور پیشین احمدی نژاد و نقاد صریح وی در رأس سازمان بازرسی کشور نیز ازجمله مدعیانی هستند که شایعه حضور آنان برای انتخابات آتی شنیده می شود. هرچند بعید است خود آنان نیز ندانند که برای انتخابات تنها حضوری نمایشی خواهند داشت و بعید است در جمع دیگر نامزدهای مطرح، قرعه ی حمایت رهبر و سپاه به آنان رسد. البته مایوس نیستند؛ چنان که هر روز خبری از نامزدی و تکذیب نامزدی پورمحمدی منتشر و پیرامون وی خبرسازی می شود. مقام ارشد امنیتی اسبق جمهوری اسلامی که نامش با اعدام ها و قتل عام مخالفان در سال 1367 گره خورده، سهمیه خود را از نظام طلب می کند.
او در آخرین اظهارنظرش، در سخنی تکراری در جمهوری اسلامی، که به تعارف بیشتر شبیه است، در پاسخ به این سؤال که آیا کاندیدای ریاست جمهوری خواهید شد یا خیر، گفته: «وقت ثبت نام معلوم میشود که کاندیدا میشوم یا نمیشوم.»
مشخص است که پورمحمدی نیز به گزارش هایی که از بیت رهبری منتشر می شود و نظر رأس حکومت، توجه دارد و می کوشد سرمایه گذاری بیهوده و خیال بافی نکند.
اسم های فرعی مثل پورمحمدی و متکی، کم نیستند؛ مدعیان نیز؛ چنان که حتی از محمدحسین صفار هرندی، سردبیری سابق کیهان و وزیر ارشاد سابق احمدی نژاد؛ علی اکبر صالحی، وزیر خارجه کنونی احمدی نژاد؛ و محمدباقر لنکرانی، وزیر سابق بهداشت احمدی نژاد نیز به عنوان نامزد ریاست جمهوری در اردوگاه اصولگرایان یاد می شود.
و نوبت ولایتی؟
وزیر خارجه ی جمهوری اسلامی برای 16 سال (از 1360 تا 1376) که حالا مشاور ارشد و بین الملل رهبر جمهوری اسلامی است، پس از سال ها حاشیه نشینی و حضور در برنامه های مختلف تلویزیونی (از تاریخ تا شعر و از فرهنگ و سینما تا سیاست)، نوبتی را نوبت خود می داند. به خصوص که حضور انتخاباتی اش در سال 1384 درپی نامزدی هاشمی رفسنجانی منتفی شد و از رقابت کناره گرفت.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی که پزشک متخصص است، با توجه به کارنامه ی خود در سیاست خارجی می تواند مدعی شود که در شرایط تحریم های فزاینده علیه جمهوری اسلامی و بحرانی که در روابط تهران و غرب وجود دارد، گزینه ای مناسب برای تغییر اوضاع و بهبود مناسبات است. هرچند بعید است وی از نقش ویژه رهبر جمهوری اسلامی و نقش فرعی ریاست جمهوری در ایران، به خصوص پس از کودتای انتخاباتی 88 بی خبر باشد.
ولایتی و دیگر نامزدهایی که نام آنها مطرح است یا افرادی که در سایه ایستاده اند و مترصد انگشت اشاره رهبر جمهوری اسلامی هستند، جملگی خبر دارند که انتخابات در ایران پس از 22 خرداد 88 به چه میزان از یک انتخابات آزاد و سالم فاصله گرفته؛ و رییس جمهور مقامی برای پاسخ گویی به آیت الله خامنه ای و به تعبیری مسئول دفتر وی خواهد بود و شد. با این همه، مزایای ریاست بر قوه مجریه برای باندهای مختلف قدرت در جمهوری اسلامی چنان است که می کوشند تا حد امکان برای رهبری دلبری کنند و خود را شایسته ی کسب این منصب معرفی نمایند. انتخاب آخر البته با آیت الله خامنه ای و جریان امنیتی نظامی حاکم بر کشور است که بخش امنیتی و رانتی سپاه پاسداران آن را نمایندگی می کند.
سیدمحمد خاتمی با تاکید بر محوریت بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی، آن را دارای چارچوبی متین و منطقی خواند و از آزادی زندانیان سیاسی، باز شدن فضای سیاسی کشور و انتخابات آزاد به عنوان مسیر معقول برای حل بسیاری از مشکلات داخلی و خارجی یاد کرد.
به گزارش کلمه، سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین کشورمان در طول دوره مرخصی مسعود باستانی، روزنامه نگار محبوس در زندان رجایی شهر، با حضور در منزل وی با او دیدار کرد.
در این دیدار که خانواده مهسا امرآبادی، همسر زندانی باستانی نیز حضور داشتند، خاتمی ضمن ابراز تاسف عمیق خود نسبت به عدم حضور امرآبادی در این دیدار، جویای شرایط زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر و وضعیت سلامتی باستانی و دیگر زندانیان سیاسی شد.
مسعود باستانی ضمن تشریح وضعیت خود و دیگر زندانیان سیاسی و شرح ملاقات با همسرش در زندان اوین و توصیف روحیه بالای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر، درباره خود و برخی زندانیان سیاسی دیگر گفت: با توجه به بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی که به عنوان محور فعالیت جنبش سبز معرفی شده، به آینده امیدوار هستند.
سیدمحمد خاتمی نیز با تایید نظر این زندانیان سبز، بیانیه شماره ۱۷ موسوی را دارای چارچوبی متین و منطقی خواند و از آزادی زندانیان سیاسی، باز شدن فضای سیاسی کشور و انتخابات آزاد به عنوان مسیر معقول برای حل بسیاری از مشکلات داخلی و خارجی یاد کرد.
محمود احمدی نژاد ضمن اعلام آمادگی ایران برای توقف مشروط غنی سازی اورانیوم در سطح بیست درصد، تحریم های بین المللی علیه ایران را موجب افزایش فشارها بر مردم ارزیابی کرد و به انتقاد از آن پرداخت.
آقای احمدی نژاد که پیش از این تحریم های بین المللی علیه ایران را بی اهمیت و موجب پیشرفت کشور ارزیابی می کرد، در گفت و گو با یک نشریه آمریکایی گفت: تحریم یک کشور تحریم ملت آن است. تحریم ها یک نوع انتقام از ملت یک کشور است زیرا مسئولان کشور در تامین نیازهای خود با مشکلی مواجه نمی شوند. اگر اختلاف سیاسی و فکری در این زمینه است، باید با روش خود این مساله را برطرف کرد زیرا انتقام از دولت با فشار آوردن بر مردم روش درستی نیست.
رییس دولت همچنین گفته است: که ایران آماده توقف غنی سازی بیست درصدی است.
او افزود: اما اینکه ایران حاضر به تعلیق غنی سازی ۲۰ درصدی اورانیوم در صورت لغو تحریم شده است، موضوع جدیدی نیست؛ سال گذشته نیز اعلام کردم. اما نه به ازای تعلیق غنی سازی ۲۰ درصدی، زیرا اورانیوم غنی سازی ۲۰ درصدی برای ۸۰۰ هزار بیماری که در ایران به این دارو نیاز دارند، ضروری است و نمی توان غنی سازی را متوقف کرد. ما مجبور شدیم برای تولید اورانیوم غنی سازی شده ۲۰ درصدی سرمایه گذاری جدیدی کنیم درحالی که پیش از آن گفته بودم که آن را با قیمت مناسب در اختیار ما قرار دهند. اکنون نیز اگر به قیمت مناسب به ما بدهند، ضرورتی به تولید اورانیوم ۲۰ درصدی نمی بینیم.
مقامات جمهوری اسلامی تا کنون صحبت از توقف غنی سازی را خط قرمز می دانستند و تاکید میکردند که حاضر به مذاکره بر سر آن نیستند. حتی اگر دامنه تحریم های فلج کننده غرب گسترش یابد.
بر این اساس هنوز مشخص نیست که اظهارات احمدی نژاد بازگو کننده سیاست های تازه جمهوری اسلامی در این باره هست و یا اینکه او این اظهارات را بدون هماهنگی با رهبر جمهوری اسلامی مطرح کرده است. اما چند روز پیش، علی اصغر سلطانیه، نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز گفته بود: "ما آمادهایم غنیسازی ۲۰ درصدی را تعلیق کنیم، مشروط بر اینکه یک گام متقابل سازگار با آن را مشاهده کنیم. اگر ما این کار را انجام دهیم، نباید تحریمها وجود داشته باشد."
غلامعلی حدادعادل، پدر عروس رهبر جمهوری اسلامی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ابراز تمایل کرد.
حدادعادل در گفت و گویی با خبرگزاری فارس گفته است، اگر نتایج جمع بندی او درباره کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری مثبت باشد، در انتخابات نامزد خواهد شد.
آقای حدادعادل با وجود آنکه از حمایت های بیت رهبر جمهوری اسلامی برخوردار است اما در رقابت با علی لاریجانی رییس کنونی مجلس در انتخابات هیات رییسه پارلمان با شکست مواجه شد. منتقدان درون جناحی او، عملکرد حداد در ریاست مجلس هفتم را ضعیف ارزیابی کرده و او را فاقد استحکام در تصمیم گیری های مدیریتی ارزیابی می کنند.
این در حالی است که خود آقای حداد نیز روسای مجلس و دولت را به شنیدن دستورات رهبری و عمل در چارچوب منویات آیت الله خامنه ای ترغیب می کند. او همچنین مخالفت با تصمیمات دولت از سوی رییس و نمایندگان مجلس را مورد انتقاد قرار می دهد.
غلامعلی حداد عادل در گفتوگوی خود با فارس، برای کاندیداتوری در انتخابات ریاستجمهوری ابراز تمایل کرد.
وی با بیان اینکه در حال بررسی وضعیت انتخابات ریاست جمهوری است، از انتشار خبری مبنی بر ائتلاف انتخاباتی جبهه پایداری با رهپویان بر سر کاندیداتوری خود، ابراز بیاطلاعی کرد.
قیمتهای جدید لبنیات از سوی سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان اعلام شد.
به گزارش ایسنا بر اساس ابلاغیه سازمان حمایت شیر کم چرب نایلونی ۹۰۰ گرمی ۱۱۰۰ تومان، بطری یک لیتری ۱۴۰۰ تومان، شیر نیم چرب ۲.۵ درصد ۱۶۵۰ تومان، شیر پرچرب سه درصد ۱۷۵۰ تومان و شیر کامل ۳.۲ درصد چربی ۱۸۵۰ تومان قیمت گذاری شده است.
همچنین قیمت پنیر یواف ۴۰۰ گرمی و ۴۵۰ گرمی به ترتیب ۳۲۰۰ و ۳۵۰۰ تومان تعیین شده است.
قیمت ماست ۲.۵ کیلویی دبهای چهار درصد چربی نیز ۵۵۰۰ تومان، سه درصد چربی همین نوع ماست ۵۲۰۰ تومان و ۱.۵ درصد همین ماست هم ۲۸۰۰ تومان تعیین شده است.
رضا باکری ـ دبیر انجمن صنایع فرآوردههای لبنی ـ در این زمینه با اشاره به اینکه توافقهای مربوط به تحویل شیر خام ۹۳۰ تومانی به کارخانههای لبنی با انجمن گاوداران انجام شده است، افزود: همزمان با تحویل نهادههای دامی به دامداریها و گاوداریها آنها نیز باید قیمت شیر خام تحویلی کارخانههای لبنی را کاهش دهند.
وی تاکید کرد: قیمتهای اعلام شده از سوی سازمان حمایت قطعی است و باید از سوی کارخانههای لبنی اجرا شود.
هند در ماه اوت برای سومین ماه پیاپی واردات نفت از ایران را کاهش داد و بر اساس آخرین گزارش ها، پالايشگاه «اسار» این کشور از میزان خرید نفت از ايران در ماه اوت تا ۴۰ درصد کاسته است.
خبرگزاری رويترز روز پنجشنبه در گزارشی نوشت که بر اساس آمار بارگيری نفتکش ها که در اختيار آن قرار گرفته است، بزرگترين شرکت خصوصی هند، اسار، طی ماه گذشته، اوت، نفت خام سنگين و فوق سنگين کشورهای آمريکای جنوبی را جايگزين کاهش واردات نفت از ايران کرده است.
بر اساس اين گزارش، شرکت «اسار» در ماه ژوئيه به طور متوسط ۱۵۲ هزار بشکه در روز از ايران نفت خام خريده بود، اما در ماه اوت اين رقم به کمتر از ۹۲ هزار بشکه در روز رسيده است.
اين در حالی است که کل واردات نفت خام اين شرکت طی ماه اوت نسبت به ماه قبل آن حتی ۱۴ درصد هم افزايش يافته بود.
به گزارش رادیو فردا پالايشگاه «اسار» طی ماه گذشته مجموعا ۱۷۲ هزار بشکه نفت از کشورهای برزيل، ونزوئلا و کلمبيا وارد کرده است، در حالی که ماه قبل آن، از اين کشورهای آمريکای جنوبی نفتی وارد نکرده بود.
شرکت «اسار» اخيرا يک پالايشگاه ديگر در ايالت گجرات هند راه اندازی کرده است و ظرفيت پالايشگاهی اين شرکت در مجموع به ۴۰۰ هزار بشکه نفت در روز رسيده است.
بر اساس گزارش رويترز، اين شرکت که قرارداد سالانه خريد نفت از ايران را ۳۱ مارس با ايران تمديد کرده بود، قرار بود روزانه به طور متوسط ۱۰۰ هزار بشکه نفت از ايران وارد کند، اما بعد از اعمال تحريم های يکجانبه اخير آمريکا و اروپا، همچنين تذکر شفاهی دولت هند تصميم گرفت واردات نفت از ايران را تا ۱۵ درصد کاهش دهد.
شرکت «اسار» بعد از پالايشگاه دولتی «مانگلور» دومين خريدار عمده نفت ايران در هند است.
اين گزارش می افزايد که کل واردات نفت هند از ايران در ماه گذشته نسبت به ماه ژوئيه تا پنج درصد کاهش يافته است. اين سومين ماه پياپی است که هند واردات نفت از ايران را کاهش می دهد. هند، بعد از چين دومين مشتری عمده نفت ايران است.
خبرگزاری رويترز ۱۸ شهريورماه گزارش داد که شرکت دولتی مانگلور، در نظر دارد که واردات نفت از ايران را برای سال جاری و آينده با ۲۰ درصد کاهش نسبت به سال گذشته به ۱۰۰ هزار بشکه در روز برساند، اما ظاهرا به خاطر مشکل حمل نفت ايران توسط نفتکشهای هندی به خاطر عدم پوشش بيمهای اتحاديه اروپا، همچنين کمبود نفتکشهای کلاس «افراماکس» ايران که مناسب برای تخليه نفت در پايانههای نفتی هند است، انتظار نمیرود که تا همين مقدار نفت خام را نيز بتواند از ايران دريافت کند.
بعد از تصويب تحريم بانک مرکزی ايران توسط آمريکا در آخرين روز سال گذشته ميلادی، همچنين تحريم خريد نفت ايران و توقف ارائه بيمه نامه به کشتي های حامل نفت ايران توسط اتحاديه اروپا در ۲۳ ژانويه، حتی با وجود اينکه اين تحريم ها به ترتيب از ۲۸ ژوئن و اول ژوئيه به اجرا گذاشته شد، صادرات نفت ايران با شتاب رو به کاهش نهاد.
محمدرضا باهنر، نايب رييس مجلس شورای اسلامی، دوم مهرماه سال جاری، در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسين با اشاره به تحريم های شديد بين المللی عليه ايران گفت که «فروش نفتمان در تيرماه و مردادماه حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز بود و متوسط فروشمان در پنج ماه اول سال حدود يک ميليون بشکه (در روز) بود».
اين در حالی است که متوسط فروش نفت ايران در سال گذشته روزانه بالغ بر دو ميليون و ۳۰۰ هزار بشکه بود.
ديويد کوهن، معاون امور مبارزه با جرايم مالی و تروريسم وزارت خزانه داری آمريکا، روز۲۲ شهريورماه گفته بود که در نتيجه تلاش های ايالات متحده، ميزان صادرات نفتی ايران يک ميليون بشکه در روز کاهش يافته است که ماهانه پنج ميليارد دلار از درآمدهای ايران کاسته است.
سازمان گزارشگران بدون مرز جو رعب و وحشت ایجاد شده از سوی رژیم و رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علیه روزنامهها و روزنامهنگاران ایران محکوم کرد.
گزارشگران بدون مرز توقیف روزنامه شرق را هشداری دیگر به رسانههای ایران و دستگیری علی اکبر جوانفکر مدیر عامل موسسه ایران را نشانگر قربانی شدن روزنامهها و روزنامهنگاران در جنگ قدرت جناحهای حاکم دانسته است.
این سازمان با اشاره به توقیف روزنامه شرف خاطرنشان کرده است که " جمهوری اسلامی ایران سرخورده از شکست خود برای سواستفاده از وضعیت جهانی، پس از انتشار فیلم " معصومیت مسلمانان" و راهاندازی کارزاری از نامدارایی در جهان، اینک حملات خود را متوجه رسانهها و کاریکاتوریستهای کشور خود کرده است.
بیانیه گزارشگران بدون مرز یادآور شده است که در فردای انتشار کاریکاتوری از هادی حیدری کاریکاتوریست مشهور در روزنامهی شرق ٤ مهرماه ١٣٩١، رسانههای نزدیک به قدرت حاکم و سپاه پاسدران انقلاب اسلامی و در راس آنها فارس نیوز حملات گستردهای را علیه این طرح به بهانه" توهین به رزمندگان"، سازماندهی کردند.
سید ابراهیم نبوی
ریش که دارد، ریشه ندارد
حاجیه سعیده قاسمی ... ببخشید حاج سعید قاسمی، که هنوز به وعده اش عمل نکرده و با ریش در انظار عمومی ظاهر می شود و همچنان از فعالان سیاسیـفرهنگی و رعب انگیز حزبالله به حساب می آید، بازگشت مهدی هاشمی به تهران و بازداشت فائزه هاشمی را «پروژهای مربوط به انتخابات» سال آینده ریاست جمهوری و در جهت به باد دادن ریش خودش ارزیابی کرد و اصرار داشت با ما وارد دیالوگ شود...که البته چون به صورت غیابی بود ما هم پذیرفتیم، وگرنه ...
همشیره به طور تلویحی در سایت رجانیوز نوشته است: قوه قضائیه در جریان بازداشت فرزندان هاشمی رفسنجانی «رکب» خورده و نمیخواهد به خود بباوراند که ناخواسته و ناغافل در پازل دشمن و فتنه جدید بازی» کرده است.
و ما هم همین جا می نویسیم: سرکار هم در جریان بازداشت فرزندان هاشمی رفسنجانی شکر خوردی و لطفا در اسرع وقت دور دهانت را پاک کن... ریشت را هم بی زحمت بزن.
وی در ادامه یادداشت خود این «پروژه» را در ادامه «پروژههای گرانیها» ،«ناکارآمد نشان دادن نظام» و «تلاش برای برقراری رابطه با آمریکا»توصیف کرده است و ما هم ضمن تاکید بر این نکته که زودتر جنس مورد نظر را عوض کند، اعلام می کنیم آبجی موارد مذکور اصلا نیازی به طراحی و پروژه ندارند، همینطوری خودشان به صورت طبیعی از صدقه سر مقام معظم اجرایی و عملیاتی می شوند و این پروژه را اتفاقا در ادامه پروژه های وزارت بهداشت و سازمان زیباسازی شهرداری توصیف می کنیم و همچنان اصرار داریم ریشش را بزند.
این تولید کننده آلودگی های صوتی و تصویری همچنین اعلام کرده است از بازداشت فائزه هاشمی به قدری «خوشحال» شده که میخواسته خودش را به قسمت های مساوی تقسیم کند و به وعدهاش مبنی بر تراشیدن ریش خود عمل کند و ما هم اعلام می کنیم همین یکی را هم نمی دانیم کجا بگذاریم، لطفا دست نگهدارد،... ولی در مورد عمل به وعده که از واجبات است توصیه می کنیم زودتر همین کار را بکند و ریشش را بزند.
البته او اقرار می کند که در طول عمرش تنها یکبار آنهم به خاطر جراحی گلو، ریش خودش را از دست داده و به خاطر همین مسئله هم «دعوایی دیدنی» به راه انداخته و ما هم اعلام می کنیم، سعیده جان دقت کن، چیزی که شما و رفقایتان از دست دادید ریش نبود، ریشه بود و به خاطر همین مسئله هم ایفتضاحی به راه انداختید که اصلا هم دیدنی نبوده و نیست.
در ادامه اما، این سعیده از اقدام آن سعیده (تاجیک) در فحاشی به فائزه هاشمی دفاع کرده و می نویسد: «اگر من هم جای آن یکی بودم، ممکن بود کنترل خودم را از دست داده و ناخواسته اقدامی تندتر انجام دهم و ما هم می نویسیم اتفاقا کاملا درست است، کرباس که سر و ته ندارد ... ریش داشت که آن را هم باید بزند...
شما هم خیلی شور نزن شیرت خشک می شه خواهر ... ریشا رو بزن

در پی درخواست های شدید ما بالاخره سردار پذیرفت که ریش هایش را بزند. بالاخره یک سردار در یک جا باید روی حرفش بایستد.
جوجه ها هم عاشق می شوند
از قدیم گفته اند هفتاد نوع دارد و هر کسی بالاخره به یک نوعش دچار می شود. دیوانگی را می گویم. اما بعضی ها هم به بیشتر از یک نوعش دچار می شوند. مثلا فرض کنید یک کشوری اگرچه سابقه تاریخی کل سرزمینش به پنج هزار سال هم برسد، ولی این کشوری که ما داریم می بینیم، روی هم رفته صد سال هم نیست تاسیس شده و در همین مدت کوتاه نصف آدم هایی که در آن زندگی کرده اند، را کشته است. البته یا مستقیما برشان داشته برده وسط ورزشگاه های صد هزار نفری با تماشاگر اعدامشان کرده، تا همینطوری وسط خیابان حال نکرده گلوله زده توی سرشان و یا خیلی لطف کرده و گذاشته خودشان از گرسنگی مرده اند.
همین کشور به عنوان دیکتاتورترین کشور جهان در فهرست دموکراسی واحد اطلاعات اکونومیست است و تقریبا بلایی نبوده که سر مردمش نیاورده باشد. در دهه نود ششصد هزار نفر از قحطی و گرسنگی مرده اند، مردمش اجازه عبور و مرور آزاد چه درداخل وچه سفر به خارج از کشور راندارند، بهره کشی جنسی، سقط جنین وبچه کشی در زندانها که نقل و نبات است، تا همین حالا هم سه میلیون و پانصد هزار نفر را مثلا به دلیل یک تماس تلفنی ساده با خارج از کشور یا احتکار مواد غذایی به اندازه سه نفر، از نفس کشیدن راحت کرده است. بعد هر سال جشنوارهایی پرهزینه به نام بازیهای توده در تجلیل از رهبر این کشور که تخم دو زرده گذاشته، برگزار میکند که به مدت شش شب پیاپی درهفته وبه مدت دوماه برگزار میشود. دراین نمایشها هم صد هزارنفر رقاص وژیمناست و ...را به اجرای نمایش وا می دارد که رهبر اعظمش کیف کند.
نام این کشور افسانه ای "جمهوری دموکراتیک خلق کره"یا همان کره شمالی خودمان است.
اما بعد از مرگ کیم جونگ ایل، رهبر دوم این کشور، که پسر رهبر اولش بود، کیم جونگ اون فرزند یکی از زنان کیم جونگ ایل بهنام کو یونگ هی جای پدر و پدر بزرگش نشست. برادر بزرگترش هم کیم جونگ چول است که در ۱۹۸۱ بهدنیا آمدهاست ولی کیم جونگ ایل، اصرار داشته کیم جونگ اون را برای جانشینی خودش انتخاب کند. برادر ناتنی بزرگتر آنها هم که کیم جونگ مشنگ است از مادری بهنام سونگ هی ریم در ۱۹۷۱ بهدنیا آمده و در سال ۲۰۰۱ که می خواسته با یک پاسپورت جعلی وارد توکیو بشود و به دیزنیلند برود ،بازداشت شده و به همین دلیل از جانشینی پدر محروم گردیده است.

خلاصه از زمانی که این آقای " وارث کبیر" که تا سال ۱۹۸۸ با یک نام مستعار در مدرسهای انگلیسی زبان در برن سوئیس درس میخوانده، جانشین پدر گور به گورش شده و با ۲۸ سال سن، به جوان ترین رییس کشور دنیا تبدیل شده، همچین بفهمی نفهمی اوضاع کشور رو به بهبود و در حال عبور از عصر حجر است. این شاخ شمشاد همسری به نام «رفیق ری سول جو»هم دارد که خواننده است و در یکی از کنسرتهایش مورد توجه قرار گرفته و برای تبدیل شدن به همسر کره شمالی آموزش های ویژه ای را از سر گذرانده . حالا این ژنرال چهار ستاره بر خلاف پدر و پدر بزرگش یک تمایلات انسانی هم دارد و گاهی کنار زنش دیده می شود و با سربازان هم عکس می گیرد و اجازه ساختن فیلم هم به مردمش می دهد.
اخیرا هم نمایش یک فیلم کمدی رمانتیک به نام «رفیق کیم پرواز میکند» در جشنواره فیلم پیونگیانگ تاریخساز شد است. این فیلم داستان یک معدنچی جوان است که برخلاف گذشته به جای اینکه بخواهدبرای آرمان های حزبش با مخ برود توی دیوار، دوست دارد بندباز بشود.
« رفیق کیم پرواز میکند» شبیه انیمیشنهای دیسنی است که قبلا جزو فیلم های موهن در کره شمالی به حساب می آمده اند و یکی از شخصیتهای اصلی آن هم پناه بر خدا دختری است که میخواهد به رویاهایش برسد و بر خلاف میل پدرش رفتار میکند و سعی میکند پیشرفت کند.
به گفته کارگردان فیلم، نیک بونر، این فیلم از این نظر متفاوت است که شخصیت مرد داستان، در درجه دوم اهمیت قرار دارد.
« رفیق کیم پرواز میکند» در کره شمالی فیلمبرداری شده و تمامی بازیگرانش هم اهل کره شمالی هستند. بونر سالهاست در کره شمالی مستندسازی میکند و در تولید این فیلم با آنژا دائلمان بلژیکی همکاری کرده است که اگر همین کار را بیست سال قبل انجام داده بود، جایش وسط استادیوم صد هزار نفری بود. دائلمان در مورد این فیلم گفته است: «به نظرم تا حالا هیچ وقت همکاری دو فرهنگ با این تفاوت را ندیده بودیم. ما نمیخواستیم داستانی اروپایی را بر فیلم تحمیل کنیم، اما میخواستیم داستانی جهانی را روایت کنیم.»
گریدی هندریکس، منتقد سینما و متخصص سینمای آسیا هم گفته است: «به نظرم آنها دیدهاند کره جنوبی حضور بینالمللی سینمایی قدرتمندی در جهان دارند و تصمیم گرفتهاند خودشان هم جهانی شوند... بس که آدم های تنگ نظر و حسودی هستند.»
فیلم اخیرا در جشنواره فیلم تورنتو به نمایش درآمد و برخی از منتقدان آن را تحسین کردند و برخی آن را یک فیلم تبلیغاتی صرف توصیف کردند که کره شمالی را شبیه بهشت و سرزمینی شاد نشان میدهد.
به هر حال همانطور که هندریکس می گوید،این فیلم قرار نیست کره شمالی را جهانی کند، اما یکی دو کشور فیلم را بطور محدود نمایش خواهند داد. همین موجب میشود در آینده فیلمهای دیگری هم در راه باشد ... و همین نشان می دهد بالاخره جوجه ها هم عاشق می شوند.
« رفیق کیم پرواز میکند» ماه آینده در جشنواره معتبر بوسان در کره جنوبی به نمایش درمیآید. کیم گوانگ هون اهل کره شمالی در کارگردانی فیلم با بونر همکاری کرد است.
آیا می دانید ...؟

آیا می دانید بزرگترین مصیبت یک ملت و مملکت چیست؟
آیا می دانید از مجموع ۲۲۵ دانش آموز ایرانی که در سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۶ در ۵۳ المپیاد جهانی شرکت کرده اند بیشتر از ۱۴۰ نفر معادل ۶۲.۹ درصد آنها حالا در یکی از زندان های وحشتناک دنیا در آمریکا و کانادا اسیر هستند؟
( یعنی ۶۹.۲ درصد مدال آوران ایرانی در المپیاد فیزیک، ۷۶.۷ درصد ریاضی، ۵۰ درصد کامپیوتر و ۵۰ درصد شیمی)
آیا می دانید استکبار جهانی حدود ۱۰ هزار دانشجوی ایرانی، بیش از ۲۵۰ هزار مهندس و پزشک ایرانی و بالای ۱۷۰ هزار ایرانی با تحصیلات عالی را با اجرای عملیاتی سری از ایران ربوده و مطابق آماری که سال گذشته ارائه شده و حتماً تا امسال چند برابر هم شده، حدود ۱۰ هزار دانشجوی دیگر هم در هند و ۱۰ هزار دانشجوی کارشناسی و ۳۵۰۰ دانشجوی تحصیلات تکمیلی در مالزی اسیر شده اند؟
آیا می دانید ۹۴ درصد از اسرای المپیادی از فارغ التحصیلان دانشگاه شریف بودهاند و بیش از نیمی از آنها به بازداشتگاه های هاروارد، استنفورد، جان هاپکینز و... در استکبار جهانی فرستاده شده اند؟
آیا می دانید طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ۸۷ روزانه دو نفر با مدرک دکترا، ۱۵ نفر با مدرک کارشناسی ارشد، و صدها نفر با مدرک کارشناسی از کشور ربوده شده اند و بیشتر از ۴.۵ میلیارد دلار از سرمایههای ایران به صورت نیروی انسانی متخصص به استکبار جهانی و شش میلیارد دلار دیگر به کشورهای استعماری اروپایی منتقل شده است؟
آیا می دانید تقریبا مجموع این سرمایه که برابر با یک ششم کل بودجه کشور در سال گذشته و برابر با بیش از ۲۰۰ میلیون بشکه نفت است؟
آیا می دانید بنابر آماری که معاون امور اسناد هویتی سازمان ثبت احوال درباره اسرای ایرانی خارج از کشور در اختیار رسانهها قرار داده، نشان میدهد که آمریکا، امارات متحده عربی، انگلیس، کانادا، آلمان، فرانسه و سوئد با نگهداری از سه میلیون و ۴۹۵ هزار ایرانی، اصلیترین زندان های ایرانیان ربوده شده در دنیا هستند؟
آیا می دانید چرا کشورهای خارجی اینقدر به دزدیدن و اسیر کردن و سوءاستفاده از سرمایه های انسانی کشور ایران، طی سی و چند سال گذشته علاقمند شده اند؟
آیا می دانید بزرگ ترین مصیبت یک ملت و مملکت همین است که مردمش تاب ماندن و امید ساختن کشور خودشان را نداشته باشند و از هر فرصتی برای فرار از آن استفاده کنند؟

آیا می دانید در چنین مملکتی که خیلی ها فرار می کنند، بعضی ها هنوز ادعا می کنند آنها را دزدیده اند؟
آیا می دانید چه آینده ای در انتظار چنین ملت و مملکتی است؟
آیا می دانید ...؟
لطفا ضمن ارسال پاسخ های صحیح برای خودتان به فیلم زیر هم نگاه کنید.
انرژی هسته ای حق مسلم ما نبود ؟
خب چه خبره حالا شلوغش می کنید؟... آدم که نکشته، مال مردم را که نخورده، رای مردم را که ندزدیده، بچه های مردم را که شکنجه نکرده، نمایندگان مردم را که زندان نینداخته ، بنده خدا وقت به دنیا آمدن هم که یاعلی نگفته،...حالا یک وقتی از دستش در رفته یک گل واژه ملیحی هم ایراد کرده... ایرادی که ندارد. عوضش می کند.

علیاصغر سلطانیه از پیشنهاد ایران برای توقف غنیسازی بیست درصدی در ازای لغو تحریمها به نماینده 1+5 در استانبول خبر داد.
بالاخره استراتژی " غلط کردم" را برای همین وقت ها گذاشته اند که قافیه تنگ می شود. همیشه که نباید بر اساس استراتژی های حسن عباسی آرایش تهاجمی بکنیم و عقبه ملت و مملکت را به باد بدهیم. گاهی هم برای حفظ عقبه نظام باید ریشمان را بزنیم، آرایش دفاعی بکنیم، عقبه نظام را هم بکشیم عقب و بگوییم " غلط کردم"
نماینده ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داد که ایران در نشست 19 سپتامبر (29 شهریور) میان کاترین اشتون، رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سعید جلیلی، مذاکرهکننده ارشد ایران با 1+5، پیشنهاد کرده است غنیسازی بیست درصدی را در ازای رفع تحریمها علیه ایران متوقف میکند.
و بدین ترتیب حق مسلمی که هی زنجیره انسانی برای محافظتش درست می کردند و اینهمه به روسیه و چین و بورکینافاسو و جزایر موریتانی و ... برای سلامتی اش صدقه می دادند و قرار بود تا پای جان برای حفظ موجودیتش از موجودی مردم مایه بگذارند، پای موجودیت خودشان که رسید، بی خیالش شدند.
فقط من نمی دانم اینهمه سردار و سرلشکر و سر تیپ و سر دسته ای که انرژی هسته ای را به شرف و ناموس و غیرت و ... باقی چیزهایشان آویزان کرده بودند حالا می خواهند چه گلی به سرشان بکنند. این بنده خدا حاج سعیده یک ریش ناقابل گرو گذاشته بود، این بلا به سرش آمد، وای به حال اینها
البته یکی نیست که حالا نه با تفاوت فرهنگی ولی با هر وسیله تیزی تذکر بدهد که اصولا آمریکا و اروپا ما را تحریم کرد که رسما اعلام کنیم غنی سازی بیست درصد نخواهیم کرد و ما می گفتیم تحریم کنید که اگر تحریم کنید ما در همه چیز خودکفا می شویم و تازه اول خوشحالی مان است، حالا هفت سال دهان مان آسفالت شده، این همه ملت بیچارگی کشیدند، پانصد میلیارد دلار پول نفت را برای هزینه اف اف( یک نوع فناشدن دردناک) ریختیم به زباله دانی تاریخ، حالا تازه رسیدیم به همانجایی که اولش بودیم، البته تازه داریم می رویم شش سال قبل از خاتمی، حداقل در دوره خاتمی محترمانه می نشستیم توافق می کردیم و کسی برای غنی سازی چهار درصدمان حرفی نداشت.
البته بین خودمان بماند، اینها بلانسبت سنگ پای قزوین، به شکر خوردن عادت دارند، مرض قند هم نمی گیرند، خیالتان تخت ... ما باید یک فکری به حال خودمان و این بیست سال هزینه ای که بابت افکار هسته ای اینها دادیم بکنیم.
کلاه پهلوی روی سر ملت

یعنی نمی گذارند کلام منعقد بشود. تا گفتیم شکر خوری ایرادی ندارد و حالا این یکی را زیر سبیلی رد می کنیم، وایساده اند توی صف...
مموتی پيش از ظهر دوشنبه به وقت محلي در حاشيه سفر توریستی – تفریحی خودش به نيويورك در ديدار با جمعي از آمريكايي ها ، گفت: شرايط موجود در روابط بين ايران و آمريكا به ضرر هر دو كشور و شايد به ضرر همه دنيا است، اما براي بهبود آن بايد نگاهي به سير تحولاتي كه روابط را به وضعيت امروز رسانده است، داشته باشيم و به اين نكته توجه كنيم كه ايالات متحده از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي همواره در مقابل ايران ايستاده است.
یعنی اگر بیاید کنار بایستد و کاری به کار شما نداشته باشد، دیگر استکبار جهانخوار و شیطان بزرگ نیست و نیازی هم نیست برود از عصبانیت خودش را بکشد. در این صورت که باید نصف حرف های این سی سال گذشته را آب بگیرید، پاک کنید. اصلا از این به بعد در نماز جمعه چه غلطی می کنید؟ می خواهید با مرگ بر کجا هی خودتان را برای خطیب نماز جمعه پر پر کنید؟

وي با بيان اينكه از دولتمردان آمريكا انتظار ميرفت كه از انقلاب اسلامي ملت ايران كه با شعار آزادي به پيروزي رسيده بود استقبال و حمايت كنند، افزود: آمريكاييها در مقابل، ملت ايران را تحت فشار قرار داده و تحريمهاي متوالي عليه ايران اعمال كردند و اگر چه ايران همواره از اين تحريمها با موفقيت عبور كرده است، اما در نظر داشته باشيد که اگر روابط دو كشور بجاي تقابل بر تعامل متكي بود، چقدر مسائل به نفع دو كشور تمام ميشد.
حالا هم خیالی نیست. به نفع دو کشور تمام نشد که نشد. به نفع دولت که هنوز می تواند تمام شود.
نه اینکه عیبی داشته باشد اتفاقی بیفتد که به نفع دولت تمام شود. اصلا خیلی هم خوب است. مگر کسی مرض دارد بگوید دولت نباید کاری بکند که به نفعش باشد. اما حتی اگر فرض هم بگیریم که این دولت یک دولت منتخب و نماینده مردم است و نفعش به نفع مردم، باز هم بالاخره برای آدم سووال پیش می آید که در این هشت سال یادت نبود، یک دفعه چطور این چند ماه آخری به فکر نفع دو کشور افتادی؟
در طول سی و چهار سال اگر کسی توانایی فکر کردن داشت و همین حرف را می زد و به همین نتیجه می رسید، می گرفتید یک بلایی سرش می آوردید که اگر شانس می آورد و زنده می ماند، دیگر توانایی راه رفتن هم نداشت ، چه برسد به فکر کردن و حرف زدن...

اصلا همه این حرف ها به کنار... شب های جمعه یک سریال فوق فاخر از شبکه یک پخش می شود به نام "کلاه پهلوی" به کارگردانی ضیاءالدین دری، همان کسی که کیف انگلیسی را هم ساخته ... یکی دو قسمت بیشتر پخش نشده ...سریال خوبی است... اتفاقا خیلی هم نامربوط نیست. حالا می بینید.
سایت بازتاب با اشاره به سخنان امام جمعه خلخال مبنی بر ضرر ۴۰۰میلیون دلاری گوگل با دو روز تحریم مردم خلخال خبر نوشت که محاسبات نشان می دهد درآمد گوگل از تحریم خلخال، دویست درصد کل درآمد این شرکت از جهان بوده است.
امام جمعه خلخال گفت: اهالی مومن و ولایی شهرستان خلخال در محکومیت اهانت اخیر به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) سایت های گوگل و یوتویوپ را به مدت دو روز تحریم می کنند .
به گزارش ایرنا ، امیر رشت بری روز یکشنبه در جلسه شورای فرهنگ عمومی خلخال گفت: مردم خلخال با تحریم ۴۸ ساعته این سایت ها ضمن اعلام انزجارخود ازاین کار به میزان ۴۰۰ میلیون دلار به این سایتها صدمه مالی وارد خواهند کرد.
سایت بازتاب در ادامه با اشاره به این سخنان خاطرنشان کرده است: جمعیت خلخال ۱۳۷۹۹۲ است. یعنی هر نفر در این دو روز ۲۸۹۸ دلار به گوگل صدمه زده است.نتیجه می گیریم که هر نفر خلخالی در روزهای غیر تحریم ۱۴۴۹ دلار به گوگل سود می رسونده.
این مطلب می افزاید:از ضرب عدد بالا در جمعیت خلخال و تعداد روزهای سال به این عدد می رسیم: ۷۲,۹۸۱,۸۹۸,۹۲۰ دلار!یعنی درآمد گوگل فقط از خلخال نزدیک به ۷۳ میلیارد دلار در ساله که حدودن ۲ برابر درآمد سالیانه گوگل از کل جهانه!
سازمان حقوق بشر سوریه روز پنجشنبه اعلام کرد، بیش از ۳۶۳ تن از مخالفان این کشور در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت به دست نیروهای امنیتی و نظامی بشار اسد کشته شدند.
براساس گزارش این سازمان روز گذشته چهارشنبه خونبارترین روز این کشور از آغاز اعتراضات مردمی تاکنون در این کشور بوده است.
به گزارش العربیه، اغلب قربانیان بر اثر بمباران هوایی مناطق مسکونی تحت کنترل مخالفان و نیز گلوله باران این مناطق به وسیله توپ، تانک و خمپاره جان خود را از دست دادند.
تعداد قربانیان از سی هزار نفر گذشته است
رامی عبدالرحمن رئیس دیده بان حقوق بشر سوریه روز گذشته اعلام کرده بود که تعداد کشته شدگان بحران جاری در سوریه از ۳۰ هزار نفر گذشته است.
او در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفت:" ۲۱ هزار و ۵۳۴ غیرنظامی ، ۷ هزار و ۳۲۲ تن از نیروهای دولتی و هزار و ۱۶۸ تن از جداشدگان از ارتش طی ۱۸ ماه گذشته کشته شدند.
ادامه درگیری ها
درهمین حال مرکز اطلاع رسانی انقلاب سوریه از درگیری شدید میان ارتش آزاد و نیروهای امنیتی و نظامی اسد در مناطق وادی الضیف، روستاهای اطراف معره النعمان و کوی دانشکده تربیت پیاده نظام ارتش در حلب خبر داده است.
این گزارش می افزاید بامداد امروز درگیری شدیدی میان ارتش آزاد سوریه و نیروهای نظامی اسد در شهر بلده الخان در حومه حلب و روستای حوش عرب در اطراف دمشق به وقوع پیوست.
سازمان حقوق بشر در گزارش دیگری اعلام کرد بامداد امروز پنجشنبه بر اثر بمباران مناطق مختلف حلب به وسیله توپخانه ۱۱ نفر بر اثر گلوله باران خانه های مسکونی جانشان را از دست دادند.در میان کشته شدگان تعدادی کودک و زن به چشم می خورد.
همچنین روز گذشته نیروهای رژیم اسد یک مدرسه در القاسمیه درحومه دمشق را که زنان و کودکان در آن پناه گرفته بودند، هدف گلوله توپخانه قرار داده و اغلب زنان و وکودکان را از پای در آوردند.
این درحالی است که شهر حماه که بیشتر مناطق آن تحت کنترل مخالفان است از روز گذشته به صورت منظم توسط نیروهای اسد گلوله باران شده است.
شورای امنیت فلج شده است
در تحولی دیگر، هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست تلاش برای مقابله با درگیری و خشونت در سوریه را احیا کند.
به گزارش بی بی سی، خانم کلینتون گفت سازمان ملل در برابر این بحران "فلج" شده است.
فرانسه بریتانیا و آمریکا موافق اقدامات شدیدتر علیه بشار اسد هستند اما چین و روسیه از او حمایت می کنند و مانع اجماع بر سر پیشنهاد غربند.
خانم کلینتون گفت شورای امنیت باید برای خشونت ها پایانی بیابد و از اعضای این شورا خواست "یک بار دیگر تلاش کنند و راهی به پیش بیابند."
تا امروز ۵ عضو شورای امنیت سازمان ملل که همگی حق وتو دارند نتوانسته اند برای حل بحران سوریه به توافق برسند.
درگیری ها در سوریه در ۱۸ ماه گذشته ادامه داشته است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر