
پس از گذشت حدود ۴۰ ماه از سپردن توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی به یک شرکت چینی، بدون اجرای ابتدایی ترین فعالیتهای توسعهای، این شرکت برای خروج از این طرح ابراز تمایل کرده اما تاکنون خروج آنها از این طرح نهایی نشده است.
به گزارش ایسنا با وجود این که در یک سال گذشته تلاشهای زیادی از سوی مسوولان ایرانی برای ترغیب چینیها به ماندن در پارس جنوبی صورت گرفت و البته هر از گاهی همین مدیران اولتیماتومهایی یک ماهه برای شرکت چینی سی.ان.پی.سی تعیین میکردند اما بالاخره چینیها خواستار ترک پارس جنوبی برای دستیابی به سود بیشتر شدند.
مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس در جریان بازدید خبرنگاران از فازهای در حال توسعه میدان گازی پارسجنوبی درباره رفتن یا ماندن چینیها در فاز ۱۱ این میدان گازی اظهار کرده بود که به هرحال قراردادی بین ایران و چین بسته شده و انجام کار یا خاتمه آن باید در چارچوب قرارداد و تعهدات بینالمللی باشد.
موسی سوری با اظهار اینکه گزینههای مختلفی در این زمینه در حال بررسی است، یادآور شده بود: البته بعضی چیزها در اختیار ما نیست، با وجود این چینیها برای توسعه فاز ۱۱پارس جنوبی یا باید در کارها تسریع کنند یا کنار بروند.
البته سوری با تاکید بر اینکه تلاش میکنیم که این قرارداد اجرایی شود، اظهار کرده بود که شاید به نفع کشور نباشد چینیها از فاز ۱۱ کنار بروند.
البته این مدیر خاطرنشان کرده بود: مطمئن باشید دولت و وزارت نفت در راستای منافع ملی و در نظر گرفتن شرایط بینالمللی تصمیم درست را خواهند گرفت.
اما انگار تلاشها برای ماندن به ثمر نرسید و چینیها برای سود بیشتر ساز رفتن از پارس جنوبی کوک کردهاند.
علیرضا نیکزاد رهبرـ سخنگوی وزارت نفت ایران با تاکید بر اینکه رفتن شرکت چینی سی.ان.پی.سی از فاز۱۱ پارس جنوبی نهایی نشده است، گفت: چینیها برای رفتن ابراز تمایل زیادی دارند اما این به معنی خروج آنها از تمام فعالیتهای اقتصادی در ایران نیست؛ بلکه آنها مایل به حضور در سایر بخشهای اقتصادی و حتی طرحهای نفتی کشور هستند.
او با بیان این که شرکت چینی بعد از انجام یک بررسی اقتصادی دیگر تمایلی برای حضور در فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی ندارد، اظهار کرد: آنها تمایل دارند که بیشتر در بخشهایی که بعد اقتصادی دارد فعال شوند.
سخنگوی وزارت نفت با تاکید بر این که "با چینیها مشکلی از نظر تعاملات اقتصادی نداریم" خاطر نشان کرد: چینیها برای حضور در سایر طرحهای نفتی ایران و دیگر بخشهای اقتصادی اشتیاق دارند و ما نیز پذیرای آنها هستیم.
به گزارش ایسنا قرارداد بخش بالادستی فاز۱۱ پارسجنوبی به مدت ۵۲ ماه بین شرکت ملینفت ایران و سی.ان.پی.سی چین امضا شده بود که بر این اساس این فاز باید در مهر سال ۱۳۹۲ به تولید میرسید.
سرمایه مورد نیاز برای توسعه این فاز حدود پنج میلیارد دلار پیشبینی شده بود که طبق قرارداد این شرکت چینی باید همه منابع مالی و سرمایه مورد نیاز در بخش بالادستی فاز ۱۱ را تامین میکرد. توسعه فاز ۱۱ با هدف تامین گاز ترش مورد نیاز واحد پارس ال.ان.جی و استحصال میعانات گازی همراه گاز اجرا میشود.
مشخصات فنی پروژه شامل تولید گاز از میدان پارس جنوبی به میزان دو هزار میلیون فوت مکعب استاندارد در روز، گاز ترش استحصالی برای خوراک واحدهای ال.ان.جی به میزان دو هزار میلیون فوت مکعب استاندارد در روز و استحصال میعانات گازی سنگین به میزان ۷۰ هزار بشکه در روز بوده است.
پیشتر طرح توسعه این فاز به صورت قرارداد بیع متقابل به مشارکت شرکتهای توتال و پتروناس واگذار شده بود که پس از تعلل این دو شرکت برای آغاز طرح توسعه، بخش بالادستی آن به شرکت چینی واگذار شد.
در حالی چینیها با وجود تمایلشان به ترک پارسجنوبی، خواستار حضور در بخشهای دیگر اقتصاد ایران با هدف کسب سود بیشتر شدهاند که پروژههای نفتی ایران پرسودترین بخش اقتصاد کشور محسوب میشود.
از سوی دیگر نباید از این موضوع غافل شد که شرکت سی.ان.پی.سی در حالی هیچگونه فعالیت توسعهای در فاز ۱۱ پارسجنوبی در طول ۳.۵ سال گذشته انجام نداد که در همین مدت برای توسعه میدانهای نفتی عراق و افغانستان قرارداد امضا کرده است و چندی پیش هم موفق به تولید نفت از یکی از میدانهای نفتی عراق شد.
کانادا با نام بردن از ایران به عنوان بزرگترین تهدید برای امنیت جهانی، سفارت خود در تهران را تعطیل کرد و برای دیپلماتهای ایرانی مستقر در این کشور مهلتی پنج روز تعیین کرد تا خاک این کشور را ترک کنند.
وزارت امور خارجه کانادا در بیانیهای، از بسته شدن سفارت این کشور در ایران خبر داده است.
در بیانیهای که جان برد، وزیر امور خارجه کانادا، امروز، جمعه، هفتم سپتامبر منتشر کرد، آمده است: کانادا سفارتش در ایران را تعطیل میکند و دیپلماتهای ایرانی در کانادا را "عنصر نامطلوب" میداند.
به گزارش بی بی سی فارسی در این بیانیه آمده است: موضع کانادا در قبال رژیم ایران شناخته شده است. کانادا دولت ایران را مهمترین تهدید برای صلح جهانی و امنیت دنیا میداند.
وزیر امور خارجه کانادا اضافه کرده است: رژیم ایران به طور فزایندهای برای رژیم اسد (در سوریه) کمکهای نظامی ارائه میکند؛ به طور مرتب وجود اسرائیل را تهدید میکند؛ دست به لفاظیهای نژادپرستانه و ضدنژاد سامی میزند و نسلکشی را تهییج میکند.
او ایران را از جمله بدترین ناقضان حقوق بشر جهان خوانده که "به گروههای تروریستی پناه میدهد و از آنها حمایت مالی میکند."
در این بیانیه اضافه شده است: علاوه بر این، رژیم ایران بیاعتنایی آشکاری به معاهده وین و تضمین امنیت دیپلماتها نشان داده است. در چنین شرایطی، کانادا نمیتواند به حضور دیپلماتیک در ایران ادامه دهد. دیپلماتهای ما به عنوان افرادی غیرنظامی به کانادا خدمت میکنند و امنیت آنها در اولویت نخست ماست.
وزیر امور خارجه بریتانیا روز جمعه، ۱۷ شهریورماه، در جریان نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا در قبرس از کشورهای عضو این مجموعه خواست که تحریمهای بینالمللی علیه جمهوری اسلامی ایران را تشدید کنند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از نشست غیررسمی اروپاییها در کشور قبرس که هماکنون در جریان است، ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا، افزایش فشار بر ایران و تشدید تحریمها علیه مقامات تهران را «لازم» توصیف کرده است.
این خبرگزاری همچنین به نقل از یک «منبع دیپلماتیک» میگوید که بریتانیا قصد دارد دولتهای اروپایی را ترغیب کند که با دور تازهای از تحریمها علیه جمهوری اسلامی موافقت کنند.
به گفته این منبع، این تحریمهای تازه که بار دیگر بخش انرژی و تجارت ایران را هدف خواهند گرفت در نشست بعدی وزرای خارجه اتحادیه اروپا در نیمه ماه اکتبر به بحث گذاشته خواهد شد.
به گزارش رادیو فردا ویلیام هیگ همچنین گفته است که تحریمهای اتحادیه اروپا تاکنون «اثری جدی» بر جمهوری اسلامی داشته است.
آخرین دور از تحریمهای این اتحادیه علیه ایران با هدف به مذاکره کشاندن تهران درباره پرونده مناقشهبرانگیز هستهای تحریم واردات و بیمه کردن نفت ایران بود که در روز اول ماه ژوییه به موقع اجرا گذاشته شد.
اما این تحریم اتحادیه اروپا به تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل و همین طور تحریمهای یکجانبه ایالات متحده اضافه شد که چند ماه است صنعت نفت ایران را هدف گرفته، صنعتی که بار اصلی اقتصاد ایران را بر دوش دارد و منبع اصلی تامین درآمد حکومت به شمار میرود.
به گفته وزیر خارجه بریتانیا، «حیاتی» است که غرب «تکلیف» پرونده اتمی ایران را روشن کند، اما در عین حال به نظر او «بسیار بهتر» است که این کار از طرق صلحآمیز چون تحریم و مذاکره انجام شود.
در جریان نشست دوروزه و «غیررسمی» وزرای خارجه اتحادیه اروپا، قرار است که مقامات در جریان آخرین تحولات در زمینه مذاکرات غرب با تهران قرار بگیرند، مذاکراتی که ماههاست توسط کاترین اشتون، مسئول دستگاه دیپلماسی اتحادیه اروپا، هدایت میشود، اما هنوز به نتیجهای نرسیده است.
وزیران خارجه اتحادیه اروپا برای بررسی راههای کمک به اپوزیسیون سوریه و همچنین شدت گرفتن نگرانیها از برنامه هستهای ایران، از روز جمعه نشستی غیر رسمی و دو روزه را در قبرس آغاز کردند.
این نشست در حالی روز جمعه، ۱۷ شهریورماه، در پافوس، واقع در جنوب غرب قبرس آغاز شده است که کاترین اشتون، مسئول سیاست اتحادیه اروپا، بحران سوریه را به عنوان موضوع اصلی در دستور کار این گفتوگوها قرار داده است.
انتظار میرود فرانسه در جریان این نشست بر لزوم یافتن راههایی برای انتقال دارو، پول و سایر نیازهای شهروندی به مناطقی که شهروندان و شورشیان در آنجا تحت فشار نیروهای دولتی قرار دارند، تأکید کند.
ابوافضل قدیانی عضو ارشد سازمان انقلاب اسلامی، پس آنکه اردیبهشت ماه سال جاری به زور و فریب به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب انتقال یافت و در آنجا صلاحیت دادگاه انقلاب و موضوع اتهامات مطروحه را به خود دادگاه و آقای خامنه ای برگرداند، روز یکشنبه دوازدهم شهریور نیز مجددا حاضر به حضور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب نشد و آن را غیر قانونی خواند.
به گزارش خبرنگار کلمه، ابوالفضل قدیانی زندانی سیاسی در جواب مسوولان بند ۳۵۰ زندان اوین که شامگاه شنبه ۱۱ شهریور ماه به او اطلاع دادند تا روز بعد برای حضور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برای ادای توضیحات و محاکمه با موضوع اتهام تبلیغ علیه نظام منتقل می شود، اعلام کرد دادگاه را برابر مواد قانونی اساسی غیر قانونی و برگزار کنندگان را مجرم می داند.
این مبارز و زندانی رژیم پهلوی در نامه خود خطاب به قاضی صلواتی نوشت از آنجا که بر خلاف قانون، رسیدگی به جرایم سیاسی بدون حضور هیات منصفه و در دادگاه ناصالح و نامشروع انجام می شود حاضر به شرکت در این دادگاه نخواهد شد.
ابوالفضل قدیانی به دلیل نگارش نامه ای خطاب به مردم ایران که در آن شخص رهبری را بزرگترین مبلغ علیه نظام خوانده که مملکت را با از بین بردن اساس جمهوریت به صورت مطلقه و خودکامه اداره می کند مورد اتهام قرارگرفته است.
در دادگاه قبلی که در شعبه ۲۸ و با حضور اجباری این زندانی سیاسی برگزار شد، قدیانی دادگاه و روند رسیدگی را به محاکمه کشاند و اتهامات متعددی علیه رهبری و نهادهای شاکی (وزارت اطلاعات وشورای عالی امنیت ملی) مطرح کرد، با این وجود دادگاه وی را به تحمل حبس محکوم کرد.
این زندانی سیاسی که از آذرماه ۹۰ به طور غیرقانونی و بدون ابلاغ حکم مجازات در زندان نگهداری می شود، تاکنون به تحمل ۵ سال حبس به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم شده است و گشایش پرونده های جدیدش همچنان ادامه دارد.
ابوالفضل قدیانی دچار مشکلات جسمی فراوان است و مطابق نظر کمسیون پزشکی باید دوره درمان و نقاهت خود را خارج از زندان سپری کند، اما مقامات دادستانی به طور غیر قانونی از دادن مرخصی درمانی به وی خودداری می کنند.
اشتراکگذاری:
علی مزروعی
در منظومه فکری اقتدارگرایان حاکم بر ایران باوری به دموکراسی و حق رای مردم برای تعیین سرنوشتشان و اعمال حق حاکمیت ملی وجود ندارد و اینرا بخوبی می توان از درون ادبیاتی که هر روزه از قلم و زبان اینان انتشار می یابد، دریافت. نظریه پرداز مشهور این جریان آیت الله مصباح یزدی، و همه کسانی که شاگرد مدرسه فکری اش بوده اند، به بارزترین وجه اینرا بیان کرده اند که رای مردم مشروعیت ساز نظام سیاسی نیست، و حداکثر می تواند مقبولیت ببارآورد، و درمورد مصداق ولایت فقیه رای خبرگان می تواند کاشف باشد و نه مشروعیت دهنده. به لحاظ عملی نیز این جریان که در زمان زنده بودن امام خمینی جرئت بیان آشکار نظرات مخالف خود را در این باره نداشت پس از رحلت امام فرصت و میدان یافت تا با طرح " نظارت استصوابی " توسط شورای نگهبان راه را برای تبدیل انتخابات به انتصابات هموار کند. با اینهمه اقتدارگرایان راه دشواری را از انتخابات مجلس چهارم تا کودتای انتخاباتی مجلس هفتم و زان پس کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری دهم پیمودند تا این هدف خود را عملی سازند ولی بدلیل شرایط زمان و روزگار درعمل نمی توانند از« کابوس انتخابات » رهایی یابند.
پس از کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری دهم و شکل گیری " جنبش سبز " « کابوس انتخابات » آنقدر ذهن و روان اقتدارگرایان را تسخیر کرده بود که به بهانه تجمیع انتخابات برگزاری انتخابات دور چهارم شوراها در سال 1389را به تاخیر انداختند تا با انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در سال 1392 برگزار شود، اما ناچار از برگزاری انتخابات مجلس در اسفند ماه 1390 شدند. در این انتخابات که با موضع عدم شرکت سبزها مواجه شد بروشنی حاکمیت اقتدارگرا دست به عدد سازی برای میزان مشارکت رای دهندگان در انتخابات زد و رقم حیرت انگیز مشارکت 64 درصدی را برای این انتخابات اعلام کرد و مهری دیگر بر تقلب انتخاباتی خرداد 88 زد. حیرت انگیز از این نظر که در انتخابات مجالس گذشته بیشترین میزان مشارکت در انتخابات 71 درصد و با شرکت همه نیروها در مجلس پنجم بوده است، و روشن است که در شرایط پس از رخدادهای پس از کودتای انتخاباتی سال 88 و عدم شرکت وسیع اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هرگز نمی تواند چنین رقمی از میزان مشارکت در انتخابات واقعی باشد. عدم انتشار ریز آرای حوزه های انتخابیه و نامزدها از سوی وزارت کشور تاکنون خود دلیل بارز دیگری براین عدد سازی است. برپایه برآوردهایی که افراد خبره از میزان مشارکت در انتخابات مجلس نهم داشته اند حداکثر آنرا حدود 34 تا 40 درصد برآورد کرده اند. پیشتر درباره این عدد سازی و مهندسی آراء با استناد به ارقام منتشره توسط وزارت کشور در این آدرس ها مطلب نوشته ام : http://www.rahesabz.net/story/50124/ و http://www.rahesabz.net/story/50217/. قطعا حاکمیت اقتدارگرا که به رقم واقعی میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس نهم دسترسی دارد بخوبی می داند که دراین انتخابات چه اتفاقی افتاده است، و از اینرو چگونگی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده به اصلی ترین نگرانی و دغدغه اقتدارگرایان تبدیل شده و اینکه باردیگر در مواجهه با « کابوس انتخابات » چه کنند؟
قطعا اگر اقتدارگرایان می توانستند " انتخابات " را از صحنه عمل سیاسی جمهوری اسلامی ایران حذف کنند، می کردند و زمزمه تغییر نظام ریاستی به پارلمانی چشمه ای از این خواست است اما بدلائل متعدد قادر به انجام اینکار نیستند، از اینرو در پی زینتی و نمایشی و بی خاصیت کردن آن هستند و ظاهرا تکنولوژی آنرا هم اختراع و بکار بسته اند، ولی در عالم سیاست همه عوامل آنگونه که اقتدارگرایان می خواهند فراهم نمی شود، ومجموعه شرایط داخلی و خارجی است که موجبات قبض و بسط در انتخابات را رقم می زند و حاکمیت را به راهبری مهندسی انتخابات بصورت مشارکت حداکثری با نتیجه احتمالی یا حداقلی با نتیجه قطعی و تضمینی وا می دارد. اگرحاکمیت نیاز به پشتوانه مردمی و مانور دادن به میزان مشارکت مردم در انتخابات در عرضه جهانی داشته باشد، با اینکه برپایه تجربیات قبلی می داند که بازکردن فضا این هدف را تامین می کند، اما اینراهم می داند که نتیجه می تواند دلخواهش نباشد، بنابراین بستگی به شرایط و محاسبه هزینه- فائده دراین باره عمل و تا آنجا که می تواند انتخابات را مهندسی می کند. واگر حاکمیت برآورد چنین نیازی را پیش رو نداشته باشد بهترین گزینه برایش برگزاری انتخاباتی همانند انتخابات مجلس نهم است.
البته اینرا یادآور می شوم که پس از یکدست شدن حاکمیت اقتدارگرا اینها تلاش کردند که با استفاده از امکانات حکومتی یک پایگاه رای ثابت و پایدار برای خودشان فراهم آورند، و ازاینرو سیاست پول پاشی دولت احمدی نژاد با تایید حاکمیت از طریق سفرهای استانی، توزیع سود سهام عدالت، پرداخت یارانه نقدی، و پایگاه های بسیج دنبال شد با این هدف که دهک های پائین درآمدی جامعه را رای دهنده بخود سازند و در انتخابات دهم ریاست جمهوری هم تلاش کردند با تکیه برهمین پایگاه رای پیروزی احمدی نژاد را توجیه پذیر کنند اما با شکافی که بتدریج در جناح حاکم بدلیل ناکارآمدی دولت احمدی نژاد شکل گرفت و آنها را سه پاره کرد از یکسو، و از سوی دیگر شدت گرفتن وضعیت وخیم اقتصادی و افزایش نرخ تورم و بیکاری و گرانی عملا این پایگاه رای را مردد و سه پاره و سست کرده است. حتی اگرحاکمیت بخواهد انتخاباتی مهندسی شده و با مشارکت حداقلی حامیان خود برگزار نماید با مشکل سه پاره احمدی نژاد و حامیانش، جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری مواجه است که هریک در پی پیروزی نامزد خود درانتخابات هستند، و طبعا چالشی را در بین اقتدارگرایان دامن می زند که نمی تواند نتایج مطلوبی را برای حاکمیت در پی داشته باشد، و اگر بخواهد میدان انتخابات را باز نماید که صحنه ای با مشکلات بیشتر می شود که چون در شرایط کنونی چشم اندازی از آن دیده نمی شود از آن می گذرم.
هرچند گذر از « کابوس انتخابات » برای اقتدارگرایان حاکم برایران بسیار سخت و دشوار است اما اقتضای روزگار و زمانه و ایران می طلبد که از این کابوس بدرآیند و برای نجات کشور از این وضعیت بحرانی و وخامت بار درعرصه داخلی و خارجی به آنتخابات آزاد، رقابتی و عادلانه روی آورند و به قواعد دموکراتیک در اداره کشور پایبند شوند تا از این طریق بتوانند به بازیگری تاثیرگذار در عرصه سیاست ایران تبدیل شوند در غیراینصورت زود یا دیر مردمی که با شعار " رای من کو؟ " پس از کودتای انتخاباتی سال 88 به خیابانها آمدند برای پس گیری رایشان به میدان خواهند آمد و ایران را سبزخواهند ساخت.
وزیران خارجه اتحادیه اروپا برای بررسی راههای کمک به اپوزیسیون سوریه و همچنین شدت گرفتن نگرانیها از برنامه هستهای ایران، از روز جمعه نشستی غیر رسمی و دو روزه را در قبرس آغاز کردند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، این نشست در حالی روز جمعه، ۱۷ شهریورماه، در پافوس، واقع در جنوب غرب قبرس آغاز شده است که کاترین اشتون، مسئول سیاست اتحادیه اروپا، بحران سوریه را به عنوان موضوع اصلی در دستور کار این گفتوگوها قرار داده است.
انتظار میرود فرانسه در جریان این نشست بر لزوم یافتن راههایی برای انتقال دارو، پول و سایر نیازهای شهروندی به مناطقی که شهروندان و شورشیان در آنجا تحت فشار نیروهای دولتی قرار دارند، تأکید کند.
به گزارش رادیو فردا فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه، روز پنجشنبه، ۱۶ شهریورماه، پس از دیدار با نخست وزیر بریتانیا نیز اعلام کرد که فرانسه و بریتانیا معتقدند روند انتقال قدرت سیاسی در سوریه و تشکیل دولت جدید، باید سرعت بگیرد.
یک منبع دیپلماتیک ۱۵ شهریورماه به خبرگزاری رویترز گفته بود که فرانسه کمکهای خود به مناطق تحت کنترل مخالفان مسلح بشار اسد در سوریه را آغاز کرده و احتمال دارد به شورشیان سلاح سنگین تحویل دهد.
این منبع افزوده بود که پاریس در حال بررسی ارسال توپخانه سنگین به مخالفان بشار اسد به منظور حمایت از این مناطق در مقابل حملات نیروهای دولتی است و تأکید کرده بود که فرانسه ارائه کمک و پول به سه استان سوریه را آغاز کرده است.
۱۸ ماه از آغاز ناآرامیها در سوریه میگذرد و اخضر ابراهيمی، نماينده ويژه اتحاديه عرب و سازمان ملل در امور سوريه، میگويد شمار تلفات و عمق خرابیها در این کشور «فاجعهبار» است.
در همین حال فعالان حقوق بشر شمار کشتهشدگان ناآرامیهای سوریه را حدود «۲۰ هزار تن» تخمین میزنند، با این حال آمار دقیقی در این باره در دست نیست.
يونيسف، صندوق کودکان سازمان ملل، ۱۲ شهریورماه اعلام کرد که در یک هفته گذشته (۵ تا ۱۱ شهریورماه)، دستکم هزار و ششصد نفر در اين کشور کشته شدهاند.
همچنین آژانس پناهندگان سازمان ملل میگويد تنها در ماه اوت، يکصد هزار نفر در اثر شدت گرفتن درگيريها در سوريه، ناچار به ترک خانه و کشور و پناه بردن به کشورهای همسايه شدهاند.
محمد داوری، روزنامه نگار و معلم دربند که سه سال است در زندان اوین دوران محکومیت خود را می گذراند در نامه ای به مادر خود نوشته است سپاس که سه سال صبوری کردی و خم به ابرو نیاوردی و کمر خم نکردی.
به گزارش کلمه، سردبیر سایت سحام نیوز در نامه خود که در آستانه سالگرد بازداشت خود نگاشته آورده است: پس از سه سال به نظر می رسد می دانند محمد داورری یک معلم و خبرنگار بوده و «آموختن» و «آموزاندن» تمام زندگیش بوده است. در واقع هر دو شغل او معلمی بوده است و شاگردی، و در مدرسه بزرگ ایران با خود عهدی عاشقانه بسته است. عهدی که عاقلانه بودن را هم رمز پیروزی دانسته و خود را با کاروان عاشقان و عاقلان سبز همراه نمود.
این جانباز دوران دفاع مقدس پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بازداشت شد. دستگیری او پس از نامه ای بود که مهدی کروبی به رئیس مجلس خبرگان پیرامون آزار زندانیان سیاسی در بازداشتگاه کهریزک نوشت. او بعد از انتشار این نامه بازداشت شد و تحت فشار و شکنجه قرار گرفت تا علیه مهدی کروبی در صدا و سبمای جمهوری اسلامی، اقرار کند.
مهدی کروبی در آن روزها طی نامهای به دادستان تهران، مسئولیت تمام اسناد و فیلمهایی را که به عنوان مستندات وجود شکنجه و تجاوز جنسی در زندانهای ایران ارائه کرده بود بر عهده گرفت و محمد داوری را تنها فیلمبردار مصاحبهها عنوان کرد و گفت او هیج نقش دیگری در این ماجرا نداشته است. با این حال محمد داوری به ۵ سال حبس محکوم شد.
متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
مادرم سپاس، سپاس که سه سال صبوری کردی و خم به ابرو نیاوردی و کمر خم نکردی.
مادر مهربانم، سپاس که همیشه بر من لبخند زدی و سه سال از سرچشمه مهرت سیرابم کردی.
مادر بزرگم، سپاس که بزرگی کردی و برای یک بار هم در طول این سه سال التماس نکردی.
مادر فهیم من، درک متقابل در این سه سال ایمانم را تقویت نمود و این تو بودی که معجزه کردی.
مادر باوفایم، سه سال گذشت و تنهایم نگذاشتی و با نگاهت همیشه من را همراهی نمودی.
مادر سپاس، آری از ۱۷ شهریور سال ۸۸ تاکنون سه سال می گذرد از روزی که این خبر رسانه ای شد: «دفتر مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی پلمپ و محمد داوری بازداشت شد.»
بسیاری پس از شنیدن این خبر از پلمپ شدن دفتر آقای کروبی و حزب اعتماد ملی تعجب نکردند چراکه غیر منتظره نبود و پرسشی هم نداشتند که چرا؟ چون می دانستند در کشور چه می گذرد اما عده ای یک پرسش داشتند که این «محمد داوری» کیست؟
حالا پس از سه سال به نظر می رسد بسیاری پاسخ این پرسش را گرفتند و می دانند او یک معلم و خبرنگار بوده و «آموختن» و «آموزاندن» تمام زندگیش بوده است. در واقع هر دو شغل او معلمی بوده است و شاگردی، و در مدرسه بزرگ ایران با خود عهدی عاشقانه بسته است. عهدی که عاقلانه بودن را هم رمز پیروزی دانسته و خود را با کاروان عاشقان و عاقلان سبز همراه نمود.
مادرم، تو نگران بودی و نخستین روزهای بی خبری از من را به سختی سپری کردی. آنها مرا اسیر و ترا پریشان کردند اما حالا آنها پریشانند و من و تو آزاد و امیدوار.
مادرم، آنها تصور می کردند دیوارهای زندان فاصله می اندازد ولی نمی دانستند که دیدارهای زندان چه فصلی می گشاید.
مادرم، تو می دانستی مغرورم. سر خم نخواهم کرد اما آنها نمی دانستند که من و تو می دانیم و در کنار سرو قامتان، سبز و استوار می مانیم.
آری مادرم سپاس.
سپاس که به ایمانم به راه آزادی ایمان داری و یک بار در این سه سال تردیدی به خود راه ندادی. تو که رنج راه طولانی را برای دیدنم به جان خریدی می دانستی که من نیز باید راه پر رنجی را بپیمایم تا این راه طولانی به پایان رسد و تو همیشه به رفتن تشویقم کردی و به رسیدن امیدوارم نمودی.
مادرم سپاس، سپاس که راضی نشدی برای رضایت تو سرخم کنم و التماس نکردی و نگذاشتی التماس کنم و می دانی و می دانم چقدر آنها در حسرت این التماس ها مانده اند و چقدر حقیرند آن نوکران و بیچارگان.
مادرم، می دانم می بخشی همه آنها را و می دانم بخشش نمی خواهی از هیچ کدام از آنها چون تو بزرگی آنقدر بزرگ که آنها کوچکند.
مادرم، برق نگاه تو، حتی از پشت شیشه های کابین دیدار حکایت از غرور و افتخار داشت و تو هربار که به دیدنم می آمدی خاطرات پر افتخاری را از همراهان سبزمان به من هدیه می کردی و من پر می شدم از خاطرات زیبا و زیبایی های خاطره ها.
تو می گفتی تنها نیستم و تنها نخواهیم ماند، از وفاداری دوستان می گفتی و از محبت هم بندیانم که از بند آزاد شده بودند و حالا گرفتار بند همراهی بودند، و چقدر این بند آن بندها را محکم تر نموده است و چه عهدی بستیم همه باهم.
مادرم سپاس
سپاس برای همه چیز و برای همیشه
فرزندت و فرزند ایران
وزیر اسبق نفت با انتقاد از سیاست ساخت پالایشگاههای منقیاس کوچک نفت، دلایل کاهش تولید نفت ایران را تشریح و اعلام کرد: در شرایط فعلی هر شخصی سکان وزارت نفت را در اختیار داشته باشد، تصمیمی مبنی بر کاهش تولید نفت را میگیرد.
سیدکاظم وزیری هامانه در گفتگو با مهر درباره برنامه جدید ایران برای صادرات فرآوردههای نفتی به جای نفت خام به منظور دور زدن تحریمهای بینالمللی، گفت: نه تنها در زمینه نفت، در هر تجارت نفتی اگر به سمت تولید فرآوردههای با ارزش افزوده بیشتر برویم، خریداران بیشتری را به خود وابسته خواهیم کرد.
وزیر اسبق نفت با اعلام اینکه در شرایط فعلی هر چه در افزایش تولید فرآوردههای نفتی دیرتر اقدام کنیم، با مشکلات بیشتری برخورد خواهیم کرد، تصریح کرد: قطعا صادرات فرآوردههای نفتی می تواند در بلند مدت یکی از راهکارهای مقابله با تحریمهای نفتی باشد.
این عضو اسبق کابینه دولت نهم با بیان اینکه در حال حاضر طرحهای متعدد پالایشگاهی وجود دارند که هنوز کامل نشدهاند، اظهار داشت: بر این اساس با تکمیل و راهاندازی طرحهای موجود پالایشگاهی امکان افزایش صادرات فرآوردههای نفتی همچون بنزین و گازوئیل به بازارهای جهانی فراهم می شود.
این کارشناس اقتصادی انرژی همچنین در پاسخ به این سوال مهر که آیا کاهش تولید نفت در شرایط تحریم منطقی است؟ توضیح داد: کاهش تولید کنونی، با تصمیم و اراده بوده و در شرایط تحریم که ناگهان بخشی از مشتریهای خود را از دست دادهایم، چارهای جز کاهش تولید نفت نداریم.
به گفته وزیری هامانه حتی وقتی می دانیم بازگرداندن این میدانهای نفتی که عمدتا در نیمه دوم عمر خود هستند به تولید قبل بسیار سخت و هزینهبر خواهد بود.
وزیر اسبق نفت با تاکید بر اینکه باید به فکر راهکارهایی به منظور افزایش صادرات و فروش نفت خام کشور باشیم، بیان کرد: ولی هر شخص دیگری هم در این وضعیت سکان وزارت نفت را در اختیار داشت، چنین تصمیمی مبنی بر کاهش تولید نفت را میگرفت.
این کارشناس اقتصاد انرژی همچون در خصوص استراتژی جدید وزارت نفت برای ساخت پالایشگاههای مقیاس کوچک نفت، گفت: برای اقتصادی بودن طرحهای اجرایی و کارخانجات مختلف باید حداقل ظرفیتی موجود باشد تا صرفه اقتصادی به همراه داشته باشد به طوریکه پایینتر از آن ظرفیت تولید، پروژه اقتصادی نخواهد بود که پالایشگاهها از این قاعده مستثنی نبوده و واحدهای پالایشی همچون لاوان و حتی شیراز که پالایشگاههای کوچک محسوب میشوند معمولا سودده نبودهاند.
وزیر اسبق نفت با تاکید بر اینکه به طور کلی ساخت و راهاندازی پالایشگاههای نفت با ظرفیت پایین سودده نبوده و حداقل باید ظرفیت باید 100 هزار بشکه فراورش نفت را داشته باشد، تصریح کرد: در چنین شرایطی به جای ساخت پالایشگاههای کوچک نفت، یکی از راهکارها ایجاد کنسرسیوم از شرکتهای کوچک پیمانکاری برای اجرای پروژههای بزرگ است.
وی با یادآوری اینکه در این خصوص هرچه تکنولوژیهای مورد استفاده، جدیدتر باشد، سرمایهگذاری نیز بیشتر میشود، خاطرنشان کرد: برای نمونه در پالایشگاه نفت شازند که برای پالایش نفت سبک طراحی شده بود هزینه ساخت به ازای پالایش هر بشکه نفت 10 تا 11 هزار دلار بود که به نظر میرسد این هزینه برای پالایش نفت سنگین حدود 20 هزار دلار باشد که قطعا در صورت کاهش میزان ظرفیت این هزینه افزایش می یابد.
ئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران گفت: مراجع رسمی هیچگاه منشا اصلی امواج و پارازیتها را اعلام نمیکنند.
معصومه ابتکار در گفتوگو با ایلنا، درباره منشا اصلی پارازیتها، اظهار کرد: ما نمیتوانیم بگوییم که منشا اصلی امواج یا پارازیت چیست، این کار وظیفه مراجع رسمی است که متاسفانه هیچگاه اعلام نمیشود.
وی با بیان اینکه در این زمینه با وجود داشتن اطلاعات نمیتوانم اظهار نظر کنم، تصریح کرد: تنها چیزی که در این باره میتوانم بگوییم این است که باید نصب تمامی دکلها و آنتنهای مخابراتی بر اساس ضوابط تعیین شده در مصوبه شورای شهر تهران انجام شود و این دکلها باید ضابطهمند شود.
به گفته این عضو شورای شهر تهران اگر چه همکاری در بخش نصب دکلها و آنتنهای مخابراتی خوب است اما هنوز در این بخش مشکلاتی وجود دارد اگرچه امیدواریم ضوابط تعیین شده در این بخش توسط تمامی نهادها و دستگاهها اجرا شود.
ابتکار درباره اخباری مبنی بر ارسال امواج و پارازیتهایی از برج میلاد نیز گفت: این گفته را تایید نمیکنم اما گزارشهایی در این بخش برای من ارسال شده است که موید این مساله است.
وی افزود: برج میلاد به عنوان دکل مخابراتی در حال استفاده است.
حجم آب موجود در مخزن سد زاینده رود اصفهان از ابتدای سال آبی جاری (مهرماه ۹۰) تاکنون در مقایسه با زمان مشابه سال آبی گذشته ۵۳ درصد کاهش یافته است.
به گزارش خبرنگار ایسنا، آمارهای منتشر شده از سوی وزارت نیرو نشان میدهد حجم آب موجود در مخزن سد زاینده رود در استان اصفهان از ابتدای سال آبی جاری تاکنون به ۲۲۸ میلیون مترمکعب رسیده که در مقایسه با زمان مشابه پارسال که ۴۸۳ میلیون مترمکعب بوده، ۵۳ درصد کاهش یافته است.
براساس این گزارش، حجم آب ورودی به سد زاینده رود از ابتدای سال آبی جاری تاکنون نیز در حالی به ۸۶۸ میلیون و ۸۰۰ هزار مترمکعب رسیده که در زمان مشابه پارسال این مقدار ۹۳۰ میلیون و ۴۰۰ هزار مترمکعب بوده است.
۸۲ درصد از حجم سد زاینده رود خالی است!
بر این اساس حجم آب ورودی به سد زاینده رود هفت درصد کاهش یافته است. در زمان حاضر، ۱۸ درصد از مخزن سد زاینده رود در استان اصفهان از آب پر شده و ۸۲ درصد از ظرفیت این سد خالی است.
این درحالی است که آب موجود در مخزن سد گلپایگان دیگر سد مهم استان اصفهان در مقایسه با زمان مشابه پارسال چهار میلیون مترمکعب افزایش یافته است.
حجم آب ورودی به مخزن سد خمیران نیز تا پایان هفته گذشته در حالی به هشت میلیون و ۹۰۰ هزار مترمکعب رسید که در زمان مشابه پارسال این مقدار هشت میلیون و ۲۰۰ هزار مترمکعب بوده است.
بر این اساس، حجم آب ورودی به سد خمیران هشت درصد افزایش یافته است. سدهای زاینده رود، گلپایگان، حنا و خمیران سدهای تامین کننده آب مورد نیاز در استان اصفهان هست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر